ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال ویار تکلم در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

۱۰ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

در جمهوری اسلامی مثل آب خوردن این علیه آن و آن علیه این مدرک رو می‌کند و اتهام می‌زند و بگم بگم راه می‌اندازد و هیچ نهاد و ارگان و سازمانی هم نیست که رسیدگی کند. زاکانی به فریدون، احمدی‌نژاد به لاریجانی، لاریجانی به احمدی‌نژاد، نجفی‌پور به قالیباف، قالیباف به روحانی، روحانی به قالیباف و... اتهام می‌زنند و همه هم در کنار هم با صلح و صفا و آرامش در حال زندگی هستند. متهم و شاکی و قاضی همه راضی! و این وسط زحمت دفاع از نظام و فحش خوردن پای این مسئولین به گردن ما می‌افتد. من نمی‌فهمم این حجم از بلاهت ماها از کجا سرچشمه می‌گیرد که این همه تهمت و دروغ و ریا و پدرسوختگی را می‌بینیم و باز هم سنگ این‌ها را به سینه می‌زنیم؟

  • ویار تکلم

خب اگر جمهوری اسلامی داعیه اسلام نداشت و دم از دین نمی‌زد و خود را با حکومت عدل امام علی(ع) قیاس نمی‌کرد، بابت سفر آقای هاشمی شاهرودی به آلمان برای معالجه حرفی نبود. اگر هم ایشان مثلا بعد از پنج سال یا ده سال یا بیست سال که دوره مسئولیت‌ش به پایان می‌رسید، از تمام مسندها کناره‌گیری می‌کرد و توی خانه به ذکرگویی و پیش‌نمازی مسجد محل مشغول می‌شد، باز هم با اغماض حرفی نبود. می‌گفتیم بالاخره ایشان یک زمانی مسئولیت داشته و الان دیگر کاره‌ای نیست و دل‌ش خواسته برای معالجه به خارج از کشور برود. اما چه کنیم که آقای شاهرودی تقریبا از دهه هفتاد تا همین حالا لاینقطع در جمهوری اسلامی مسئولیت داشته و دارد. آن هم مسئولیت‌های کلان:

ده سال ریاست قوه قضاییه( از سال ۷۸ تا ۸۸)

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام(هم اکنون)

رئیس هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه(هم اکنون)

نائب رئیس دوم مجلس خبرگان رهبری(هم اکنون)

عضو فقیه شورای نگهبان(هم اکنون)

چنین مسئول فقیه و اسلام شناسی، با چنین سوابق کلانی آن هم در حکومتی که اسم اسلام و عدل علی(ع) را یدک می‌کشد، چه توجیهی برای کار خود دارد؟

من که می‌گویم عدالت و حکومت‌داری علی(ع) سخت است و ادعای ما هم زیاد! یا ادعای‌مان را کم کنیم، یا این‌که...بی‌خیال! ظاهراً حکومت امام علی(ع) برای ما یک رویاست! فعلاً همان ادعای‌مان را کم کنیم بهتر است.


*عنوان مصرعی است از ملک‌الشعرای بهار

  • ویار تکلم

پارسال همین ساعت‌ها بود که خبر بستری شدن و درگذشت مرحوم هاشمی را در خبرگزاری‌ها خواندیم. خبر واقعا ناگهانی و شوکه‌کننده بود. خیلی‌ها، حتی مخالفین و منتقدین سرسخت آن مرحوم هم متاثر شدند و اشک ریختند. شاید به این خاطر که او را هنوز هم از خانواده انقلاب می‌دانستند. شاید هم به خاطر جفاها و ناجوان‌مردی‌هایی که طی این چند سال در حق او روا داشتند.

در همان هنگام که همه در فوت یار دیرین انقلاب و امام و رهبری سوگوار بودند، برخی مدعیان دین و بصیرت و اخلاق باز هم شروع به تکرار همان حرف‌های همیشگی راجع به هاشمی و شخصیت او کردند و خودشان را در جای‌گاه امام علی(ع) و او را در جای‌گاه طلحه و زبیر قرار دادند. حتی برای بازی‌های کودکانه خود از رهبری هم مایه می‌گذاشتند که دیدید چه شد؟ دیدید رهبری آن تکه از نماز میت را نخواند؟

و این‌ها همه در شرایطی بود که خود رهبری هم از مرگ هاشمی اندوهگین و متاثر بود، اما آن‌ها باز هم بی‌خیال تهمت و بدگویی نشدند و هنوز هم در جلسات بصیرتشان! هر کسی را که دل‌شان بخواهد منحرف می‌خوانند و قربان صدقه ولایت‌مداری خودشان می‌روند.

قسمت دردناک ماجرا این‌جاست که خیلی از این افراد، کسانی هستند که با یک کشیده‌ی آب نکشیده پته خودشان و هفت جد و آباءشان را روی آب می‌ریزند و وجود خودشان را هم منکر می‌شوند، اما امروز خود را انقلابی‌تر از هاشمی می‌دانند و او را که پنج سال در زندان‌های ساواک تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها بوده، منحرف می‌خوانند و با طلحه و زبیر مقایسه می‌کنند! و چه جفایی از این بزرگ‌تر که هاشمی را با طلحه و زبیری مقایسه کنیم که آشکارا بر امام خود تیغ کشیدند، در حالی‌ که هاشمی هیچ‌گاه مقابل نظام و رهبری نایستاد. نه آن زمان که فرزندان‌ش را بازداشت کردند، نه آن زمان که از مجلس بیرون‌ش کردند، نه آن زمان که در مناظرات انتخاباتی و جلوی چشم میلیون‌ها بیننده نام‌ش را بردند، و نه آن زمان که رد صلاحیت‌ش کردند. نهایت کاری که کرد نامه فرستادن به ره‌بری بود، در حالی‌که می‌توانست خیلی راحت از قدرت و نفوذش استفاده کند. الم‌شنگه‌های روحانی و جهان‌گیری را برای محاکمه برادرانشان ببینید. هاشمی قطعا از آن‌ها قدرت‌مندتر و ذی‌نفوذتر بود. اما هیچ‌گاه از این نفوذ و قدرت برای تحت فشار قرار دادن نظام استفاده نکرد.

بی‌شک آن‌هایی که منتظرند کوچک‌ترین اتفاقی را انحراف نام بدهند و هرکسی را منحرف بخوانند، نه تنها از کم‌ترین درک و فهم سیاسی برخوردار نیستند، بلکه حتی از وجدان و اخلاق و انصاف و انسانیت هم بویی نبرده‌اند. مگر می‌شود کسی چهل سال در راس امور سیاسی باشد و مرتکب هیچ اشتباهی نشود؟ مگر ممکن است در عالم سیاست اختلاف نظری پیش نیاید؟ خب قطعا انتقادات بسیاری به سیاست‌ها و گفته‌ها و عمل‌کرد هاشمی رفسنجانی وجود دارد. اما آیا این دلیل می‌شود که مجاهدات و مبارزات و از خودگذشتگی‌های او را برای به ثمر نشستن نهال انقلاب نادیده بگیریم؟ نمی‌شد انتقاد کنیم اما برچسب نزنیم؟ اما تهمت نزنیم؟ اما تخریب نکنیم؟ اما هر کسی را منحرف و ضد ولایت نخوانیم؟ نمی‌شد به جای تخریب شخصیت هاشمی، سیاست‌ها و روش‌های او را نقد کنیم؟ نمی‌شد به سیاست‌های اقتصادی و مدل توسعه هاشمی نقد کنیم اما این را نشانه دشمنی او با اسلام و انقلاب ندانیم؟ چرا می‌شد! اما آن‌چنان دعواهای این سیاست بی پدر و مادر چشم‌مان را کور کرده بود که به تنها چیزی که فکر نمی‌کردیم وجدان و اخلاق و انسانیت بود.

می‌خواستم بیش از این‌ها از هاشمی بنویسم. اما احتمالا متهم می‌شوم به فراموشی گذشته و مرده پرستی. فقط توصیه می‌کنم که فارغ از جناح و حزب و رنگ و گروه و به دور از هیاهوی این سیاست بی پدر و مادر یک‌بار دیگر پیام تسلیت رهبری در فوت هاشمی را بخوانید و رابطه واقعی رهبری و هاشمی را در خلال آن جستجو کنید. البته اگر نمی‌خواهید رهبری را هم به مرده‌پرستی متهم کنید!

یک سال پیش همین ساعت‌ها بود که هاشمی از میان ما رفت. خیلی زود این یک سال‌ها می‌گذرد و نوبت ما هم می‌شود. و در آن روز برای تمام تهمت‌ها و سوءظن‌ها و سخنان خلافی که بدون علم و از سر حب و بغض به این و آن نسبت داده‌ایم باید پاسخی قانع‌کننده داشته باشیم.

  • ویار تکلم

هیچ‌وقت فلسفه سرخاب سفیدآب کردن و رنگ روغن زدن دخترها را نفهمیده‌ام. چه دلیلی دارد که یک آدم بخواهد رنگ پوست و لب‌ش را چیزی جز آن‌چه هست نشان بدهد. خودشان که می‌گویند به خاطر علاقه به زیبایی است، ولی ناگفته پیداست که این حرف تنها یک مهمل‌بافی زنانه است. کسی که به زیبایی علاقه دارد همه جا علاقه دارد. نمی‌شود که توی خانه دراکولا باشی و وقتی رفتی بیرون سیندرلا! اگرچه هیچ دختری با آرایش سیندرلا نشده و تلاش برای زیبا شدن چیزی جز یک تلاش مذبوحانه و ترحم‌برانگیز نیست. دختر بدشکل هر چقدر هم دست توی صورت‌ش ببرد باز بدشکل است و با این کارها فقط عِرض خود می‌برد و زحمت ما می‌دارد! دختر زیبا هم به این کارها احتیاجی ندارد که به قول حافظ "به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را"!

در هر صورت این چیزها به ما ربطی ندارد و هرکس اختیار صورت‌ خودش را دارد. ولی آن‌چه به ما مربوط است شامه خودمان است که از بوی این مواد آرایشی بنجل، گیرنده‌های‌ش چِت می‌کنند. پس توصیه مشفقانه می‌کنیم که وقتی می‌خواهید بروید بیرون یا اصلا آرایش نکنید، یا از وسایل آرایشی بنجل چینی استفاده نکنید، یا کلا بی‌خیال تاکسی و وسایل نقلیه عمومی شوید که هم خدایی ناکرده دست‌مالی! نشوید و هم بوی گندتان پدر مسافرها را در نیاورد.

  • ویار تکلم

راست باشد یا دروغ، شایعه باشد یا واقعیت، توطئه داخلی باشد یا خارجی، ما در کشوری زندگی می‌کنیم که هر روز خبر جدیدی از فساد و دزدی و اختلاس و رانت مسئولین و نزدیکان‌شان به گوش‌مان می‌رسد.

از اختلاس‌های سوپرکلان سه‌هزار میلیاردی و هشت‌هزار میلیاردی گرفته تا اختلاس‌های ریز و جزئی و ناقابلِ(!) دویست سیصد میلیاردی و قراردادهای مشکوکی مثل کرسنت و توتال و اخباری که همه روزه در این باره منتشر می‌شود. اوضاع جوری است که حتی خود سیاسیون هم مثل آب خوردن یک‌دیگر را به  فساد متهم می‌کنند و آب از آب تکان نمی‌خورد! آن‌وقت دیگر نمی‌شود گفت این هم کار دشمن و توطئه خارجی‌هاست.

احمدی‌نژاد رئیس جمهور دو دوره این مملکت و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، علیه رئیس دو قوه این مملکت بست می‌نشیند، فرزندان آن‌ها را تلویحا جاسوس می‌خواند و خودشان را به واردات انحصاری دارو و زمین‌خواری و کارچاق‌کنی و تصرف زمین در اطراف قم و تاسیس گاوداری متهم می‌کند. از دو حال خارج نیست. یا احمدی نژاد دروغ می‌گوید و به جرم اتهام‌زنی و تشویش اذان عمومی باید با او برخورد قاطع شود، یا راست می‌گوید و لاریجانی‌ها با این همه فساد باید برکنار شوند. اما هم لاریجانی‌ها قرص و محکم به کرسی ریاست‌شان تکیه داده‌اند و هم احمدی‌نژاد آزادانه دارد زندگی‌اش را می‌کند!

پنج سال پیش همین روزها بود که احمدی‌نژاد در جلسه استیضاح شیخ الاسلامی فیلم جلسه محرمانه فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی را منتشر کرد. در آن فیلم فاضل لاریجانی از نفوذ خود بر روی برادران‌ش و توانایی او برای رفع موانع حقوقی و اجرایی پیش روی بابک زنجانی در ازای دریافت مبلغ هنگفتی سخن می‌گفت. خب در آن دوره  همه این کار احمدی‌نژاد را مذمت و تقبیح کردند و از محضر رهبری و ملت عذرخواهی کردند. اما هیچ‌کس نگفت که آخرش چه شد؟ کی مقصر بود؟ راست بود یا دروغ؟ تهمت بود یا واقعیت؟

می‌شود مثال‌های دیگری هم آورد. مثلا اتهام تاسیس صرافی و فساد مالی و دکتری غیرقانونی حسین فریدون و اتهاماتی که علیه برادر جهان‌گیری وجود دارد و بسیاری دیگر از این دست! این اتهامات اگر راست باشند نیازمند پیگیری و محاکمه و برخورد جدی هستند، و اگر دروغ باشند نیازمند شفافیت و روشن‌گری. اما یا خبری از محاکمه نیست، یا محاکمه پشت درهای بسته انجام می‌شود و خبری از شفافیت نیست.

چند روز است که در بعضی از نقاط کشور اعتراضات و آشوب‌هایی صورت گرفته و همه، از روسای قوا  و وزیران و نمایندگان تا استانداران و فرمان‌داران و حتی مردم خواستار برخورد قاطع و محکم با آشوب‌گران هستند. باشد، قبول! با آن‌ها برخورد شود. اما آیا وقتی هم می‌رسد که بدون ملاحظات سیاسی، با فساد و تبعیض و رانت‌خواریِ کسانی که عامل اصلی نارضایتی مردم هستند، برخورد قاطع و جدی صورت بگیرد؟!

  • ویار تکلم

گندش بزنند اوضاع این مملکت را که منِ دانش‌جویی که از اساس هیچ قرابتی با این موضوع ندارم، در دل امتحانات و گرفتاری‌ها باید بنشینم یک‌سری بدیهیات را توی این وبلاگ بنویسم که هر کودکی آن را می‌فهمد، ولی گویا مسئولین صدا و سیما و رسانه‌های جمهوری اسلامی تا ابد نمی‌خواهند نمی‌فهمند!

من نمی‌دانم این عزیزان کی ملتفت می‌شوند که در دنیای امروز هیچ خبری قابل سانسور و کتمان و قایم کردن نیست؟ کی می‌خواهند بفهمند دنیای امروز دنیای مهندسی اخبار است نه سانسور آن‌ها!

خب صدا و سیما خودش را به خواب می‌زند، رسانه‌های داخلی هم لال می‌شوند و در بحبوحه درگیری‌ها از تاثیرات کیوی بر پوست می‌نویسند. آمدنیوز هم از خالی بودن عرصه استفاده می‌کند و با انتشار اخبار دست اول در مدت پنج روز از هشت‌صد هزار ممبر به یک‌ونیم میلیون ممبر می‌رسد! مسئولین هول می‌کنند و به لطایف‌الحیلی آمدنیوز را از دست‌رس خارج می‌کنند. حرکتی که تنها پیام‌ش بغرنج بودن اوضاع است و از این کانال ضدانقلاب و مزدور، یک قهرمان می‌سازد!

جالب آن‌که حتی همین الان هم هیچ حرکت مثبتی از جانب صدا و سیما دیده نمی‌شود. رسانه‌های وابسته به نظام هم یا خودشان را به خواب زده‌اند، یا معترضین را اراذل و اوباش و اغتشاشات را شوخی می‌نامند.

خب بله! این غائله هم مثل فتنه ۸۸ احتمالا بعد از چند وقت می‌خوابد، ولی مسئله این است که حتما باید هزینه بدهیم؟!  حتما باید آشوب مملکت را بگیرد، چندنفر کشته شوند، مقدسات هتک شود و احساسات مردم جریحه‌دار شود تا فکری به حال آن کنیم؟! نمی‌شود با درایت و واقع‌بینی و استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای از این وقایع جلوگیری کنیم یا حداقل هزینه چنین فتنه‌هایی که تا ابد جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند، به حداقل برسانیم؟!

چرا! احتمالا می‌شود. ولی بزرگ‌واران یا نمی‌فهمند، یا خودشان را به نفهمی زده‌اند!

  • ویار تکلم

به عقیده من آشوب‌های سال ۸۸ علی‌رغم جلوه مهیبی که داشت، خیلی نگران‌کننده نبود. چون شاکله آن بر دروغ بنا شده بود. فقط باید دروغ بودن ادعای تقلب و هدف اصلی اغتشاش‌گران برای مردم آشکار می‌شد تا فریب‌خورده‌ها از گرد آن پراکنده شوند و غائله با حضور ملت خاتمه پیدا کند. همین اتفاق هم افتاد. عاشورای ۸۸ الک نهایی فریب‌خورده‌ها از معاندین بود و راهپیمایی نه دی ریشه قضیه را کند و کار یک‌سره شد.

اما به نظر من راهپیمایی‌هایی که طی دو روز گذشته در بعضی شهرها اتفاق افتاده علی‌رغم ابعاد کوچک‌شان نگران‌کننده‌اند و می‌توانند آژیر خطر جدی برای مسئولین باشند. گرانی و تورم، دروغ و فریب نیست که منتظر باشیم حقیقت‌ش برملا شود. این‌ها واقعیاتی است که چندین سال است مردم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. از اواسط دولت دهم تا به امروز! دو سال آخر احمدی‌نژاد را مردم به امید رفتن او و آمدن دولتی اقتصادی‌تر تحمل کردند. چهار سال اول روحانی را هم به امید رفع تحریم‌ها و گشایش اقتصادی به سر بردند. اما امروز که روحانی هم از بی‌ثمر بودن مذاکرات و رفع نشدن تحریم‌ها حرف می‌زند دیگر امیدی برای انتظار تا چهارسال دیگر وجود ندارد. و همین باعث شکل‌گیری اعتراضات می‌شود.

البته اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم روحانی می‌توانست با سیاسی‌کاری و پاسخ مثبت به باج‌خواهی اصلاحات و اپوزسیون و دادن سهم آن‌ها از اعتراضات امروز علیه خود جلوگیری کند! چگونه؟!

روحانی باز هم همان مواضع رادیکالی و اپوزسیونی پیش از انتخابات را اتخاذ می‌کند. حرف از رفع حصر می‌زند، خاتمی را به سر خط اخبار می‌آورد، چند وزیر از میان اصلاحاتی‌ها انتخاب می‌کند و خود را وابسته به آن‌ها معرفی می‌کند. از آن‌طرف هم ژست مخالفت با رهبری و نظام می‌گیرد، از برجام دفاع می‌کند، آمریکا را کدخدا می‌نامد و معاندین و خارج‌نشین‌ها را امیدوار به تغییر ساختار حاکم نگه می‌دارد. نتیجه آن‌که رسانه‌های وابسته به اصلاحات و کانال‌های معاندی نظیر آمدنیوز، همانند دوران پیش از انتخابات به حمایت از روحانی بر می‌خیزند. مشکل گرانی را ناشی از فجایع دولت‌های نهم و دهم جلوه می‌دهند، از گشایش‌های غیبی پسا برجام و خروج از فصل هفت منشور سازمان ملل و رفع سایه جنگ از سر کشور می‌گویند و به مردم امید می‌دهند که اتفاقات خوبی در راه است. دست‌مال‌هایشان را خرج روحانی می‌کنند و روی او به عنوان کسی که می‌تواند اهداف آن‌ها را پیش ببرد حساب می‌کنند. مردم هم خیال‌شان راحت است که دولت دارد همه سعی‌ش را می‌کند، اما چه کند که جبران سونامی احمدی‌نژاد یک قرن طول می‌کشد! به این شکل علی‌رغم تمام مشکلات، روحانی باز هم رئیس جمهور محبوب مملکت می‌شود و روحانی تنها نیست و با او تا ۱۴۰۰!

خب روحانی به هر دلیل این کار را نکرد. حالا یا واقعا به خاطر تغییر عقیده و موضع بود یا این‌که می‌خواست از زیر سایه هاشمی و خاتمی خارج شود و در عالم سیاست یک شخصیت مستقل از خود به نمایش بگذارد. هر چه هست او مسیر دشواری را برای چهارسال پیش رو انتخاب کرده است. امروز روحانی تنهاتر از همیشه است. مخالفین قدیمی او بر مواضع خود مصرترند و موافقان چندماه پیش او هم ناراضی از ندادن پول چای‌شان!

برای جلوگیری از اعتراضات مردم، روحانی بر سر یک دوراهی قرار دارد. راضی کردن جریانات قدرت با سیاسی‌کاری و سهم‌دهی به آن‌ها و به تبع آن ایجاد رضایت کاذب در جامعه به وسیله جوسازی‌های رسانه‌ای، یا راضی کردن مردم از طریق حل ریشه‌ای مشکلات اقتصادی آن‌ها در بلند مدت. ظاهرا روحانی راه اول را انتخاب نکرده! این‌که آیا او راه دوم را انتخاب می‌کند یا نه و این‌که چقدر در آن موفق است، باید منتظر بود و دید.

  • ویار تکلم

چند وقت پیش نوشتم که بعد از انتخابات و رقابت‌های انتخاباتی با یک روحانی صادق‌تر روبرو هستیم. بعدتر هم نوشتم درد معترضین روحانی چه سلبریتی‌ها و هنرمندان و چه دیگران، غالباً نه گرانی و افزایش قیمت بنزین و عوارض خروج از کشور که تغییر مواضع روحانی و متمایل شدن او به سمت گفتمان انقلاب و نظام است. چه در حرف و چه در عمل!

همان زمان بعضی دوستان گفتند شما چرا ساده‌ای و این نقشه روحانی است و استراتژی جدید است و روحانی کاریکاتور یک شخص انقلابی است و بنی‌صدر زمان است والخ... از آن طرف هم عده‌ای گفتند نخیر! مشکل واقعا مسائل اقتصادی و گرانی و قیمت بنزین و عوارض خروج است.

خب گذر زمان مشخص می‌کند حق با کیست و علت واقعی دشمنی‌ها با روحانی چیست. اما به عقیده من تحلیل وقایع و شعارهای امروز مشهد گره‌ کوچکی از این معما را باز کند.

سر دادن شعارهایی نظیر "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"، "فلسطینُ رها کن فکری به حال ما کن"، "ما انقلاب کردیم چه اشتباهی کردیم"، "جمهوری اسلامی نمی‌خوایم نمی‌خوایم" و...در کنار شعار "مرگ بر روحانی" و "مرگ بر دولت مردم فریب" تا حدود زیادی علت نارضایتی معترضین را مشخص می‌کند. اگرچه رسانه‌هایی در داخل و خارج بخواهند مسئله را به گرانی ربط بدهند.

هرچند که هنوز هم برای قضاوت در این باره زود است. این‌که روحانی واقعی کدام است؟ روحانی اپوزسیون یا روحانی انقلابی؟ کدام یک نقش است و کدام یک حقیقت؟

پاسخ این سوال را فقط گذر زمان مشخص می‌کند. سیاست پیچیده‌تر از آن‌ است که با قطعیت درباره‌اش صحبت شود.

  • ویار تکلم
خُرزو خان را باید بگیرند دار بزنند. از بس که در تاکسی‌ دخترهای مردم را می‌مالانَد!
  • ویار تکلم

خیلی کم فرصت می‌کنم تلویزیون ببینم، ولی معمولا در همان فرصت کم هم چیزهای عجیبی دست‌گیرم می‌شود. مثلا دی‌شب به مناسبت شب یلدا در خیلی از برنامه‌های تلویزیونی بساط حافظ‌خوانی برپا بود. از برنامه‌های آش‌پزی و سرگرمی گرفته تا برنامه‌هایی مثل دورهمی! غالبا مجری برنامه هم هوای مهمان‌ها را داشت و غزل‌های معروف و آشنایی را برای خواندن در اختیار آن‌ها می‌گذاشت. اما دریغ از یک خواندن بدون اشتباه و تپق! بعضی‌ها هم که اصلا از همان اول بی‌خیال خواندن می‌شدند و شان خودشان را حفظ می‌کردند!

البته این که چندتا آش‌پز نتوانند چندبیت حافظ را بدون غلط بخوانند چیز عجیب و تاسف آوری نیست. اما این‌که هنرمندی با آن‌همه هارت و پورت و ادعای ادب و فضل و هنر و فرهنگ از عهده خواندن چند بیت از دیوان حافظ بر نیاید واقعاً عجیب و تاسف‌آور است. طرفه آن‌جاست که همین آقای هنرمند ادعا می‌کند حافظ در زندگی‌اش تاثیر بسیار زیادی! داشته و اصلا اگر عنایت حضرت حافظ نبود ایشان به این جای‌گاه نمی‌رسید و...

واقعیت‌ش ما مردمی هستیم که خیلی ادعامان می‌شود ولی چیزی بارمان نیست. وقت حرف و ادعا که باشد همه مردم، از کف بازار گرفته تا سلبریتی و هنرمند، حافظ شناس هستند و می‌توانند با استاد دینانی هم در این باره مناظره کنند. اما وقت عمل که می‌رسد نمی‌توانند چهار بیت حافظ را درست و حسابی و بی اشتباه بخوانند. 

یا مثلا سر قضیه کوروش که رگ گردن خیلی‌ها برای‌ش متورم می‌شود! خب کسی که ادعا می‌کند عاشق کوروش است و با شنیدن اسم‌ش غیرتی می‌شود و مقابل مقبره‌اش سجده و به دور آن طواف می‌کند، اقلا باید برود دوتا کتاب راجع‌ به این موضوع بخواند تا هر جفنگی را به اسم کوروش باور نکند!

البته در این مورد حزب‌اللهی‌ها و بچه مذهبی‌ها هم کم از دیگران ندارند. دائم آقا آقا می‌کنند و با دیدن عکس رهبری گوشه چشم‌شان را نم می‌گیرد و خود را فدایی و سپر نظام و انقلاب می‌دانند ولی نمی‌توانند چهارتا شبهه و سوال ساده در مورد نظام و رهبری را پاسخ دهند. یا حتی از پاسخ ساده‌ترین مسائل دینی و اعتقادی عاجز می‌مانند. 

به نظر من همچین مردمی نه آریایی و کوروش‌پرست‌شان حق دارد دیگران را به گم کردن اصالت ایرانی متهم کند و نه اسلامی و انقلابی‌شان دیگران را به گم کردن دین و مذهب! این مردم اصلا چیزی را پیدا نکرده‌اند که بخواهند گم‌ش کنند!

  • ویار تکلم