ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال ویار تکلم در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

خودم به شخصه مدت‌هاست که دیگر از سلبریتی‌ها انتظار عمل ندارم. این‌که مثلا درد و دغدغه‌ی واقعی مردم را داشته باشند و به خاطرشان حاضر باشند از مال‌شان بگذرند و سربزن‌گاه‌ها برای‌شان ریش گرو بگذارند و به معنای واقعی کلمه مردمی باشند. همان دوسه کار نصف‌ونیمه هم که برای‌ش کلی دوربین و خبرنگار خبر می‌کنند و لایک و فالوئر و ممبرش را می‌گیرند هم برای خودشان. به شخصه نخواستم! مال بد بیخِ ریشِ صاحب‌ش. بالاخره پهلوان تختی یکی بود که برای زلزله‌زده‌ها در بازار ری کیسه می‌گرداند و پول جمع می‌کرد. اما اقل انتظاری که هنوز از سلبریتی‌های دوست‌داشتنی دارم این است که حواس‌شان به حرف‌هایی که می‌زنند باشد و درِ دهانِ نازنین‌شان ببندند و کم‌تر مزخرف بگویند!

این ماه، ماهِ پُرمزخرفی از جانب سلبریتی‌ها بود. از در و دیوار بود که مزخرف می‌بارید. آن‌قدر که حالا نمی‌دانم از کدام‌شان شروع کنم. انتخاب سخت است اما مجبورم و چندتای‌ش را دست‌چین می‌کنم:

مزخرف اول را جناب آقاجواد خیابانی روشن می‌کند. آن‌جایی که بغض می‌کند و ادای مردم‌داری در می‌آورد و بابت کشته‌شده‌های زلزله در مسکن مهر نطق غرایی علیه رئیس‌جمهور سابق ایراد می‌کند و تلویحا همه‌ی کشته‌شده‌ها را گردن او و مسکن مهرش می‌اندازد و...که آخرش هم مشخص می‌شود تعداد کشته‌شده‌های مسکن مهر تنها دو نفر بوده. 

مزخرفات دوم و سوم را عطف به ماجرای مسکن مهر روشن می‌کنند جناب آقایان محسن تنابنده و هومن سیدی با این توضیج اضافه خدمت جناب آقای تنابنده که طویله آن قانونی است که شمای نوکسیه و تازه‌به‌دوران رسیده توانستید از قبل آن به نوایی برسید.

 مزخرف بعدی از آنِ جناب رضا صادقی است آن‌جایی که علت زلزله را مرگ بر آمریکا گفتن عنوان کردند و از این نظر باب جدیدی را در علوم ماوراء‌الطبیعه گشودند. فقط استاد صادقی اشاره نکردند که آن زلزله‌ی معروف کشور مکزیک که باعث کشته شدن شصت‌وپنج‌هزار نفر شد از اثرات مرگ بر کدام کشور بود؟ ما بی‌صبرانه منتظر پاسخ پروفسور صادقی خواهیم بود.

حیف است از مزخرف حرف بزنیم و از خانم مه‌ناز افشار بگذریم که برگ دیگری از توانایی‌های خود در عرصه‌ی توئیت‌زنی را رو کردند و در یک توئیت صدوهشتاد کاراکتری هم خودشان برای خودشان سوال ایجاد کرده و هم خودشان به سوال خودشان پاسخ دادند! من که هنوزم نفهمیدم چه  کسی گفته که نباید اقلام به‌داشتی بانوان به مناطق زلزله زده فرستاد شود و یا این‌که چه کسی آن را مسخره کرده و...یک خوددرگیری به تمام معنا!

باید با عرض تعجب اعلام کنم که تا هنگام نگارش این سطور فعلا خبری از مزخرفات مزخرف‌نویس‌های اعظمی هم‌چون باران و ترانه نشده که از همین‌جا نگرانی خود را اعلام می‌کنم. امیدوارم دست بجنبانند و با مزخرفی، جماعتی را از نگرانی درآورند.

جمله‌ای هست منسوب به مارک تواین که می‌گوید:  به‌تر است دهان‌ت را ببندی و احمق به نظر برسی، تا این‌که بازش کنی و همه بفهمند که به راستی احمقی!

  • ویار تکلم

در همین جامعه کوچک اطراف من واریز کمک‌های نقدی به حساب‌های خصوصی مثل حساب علی دایی و یا نهادهای غیر دولتی مثل جمعیت امام علی(ع) طرف‌داران بیش‌تری دارد تا حساب‌هایی مثل هلال احمر که وابسته به حکومت تلقی می‌شوند. خب معمولاً مردم ترجیح می‌دهند تنها اقلامی مثل پتو و وسایل ضروری و مواد غذایی را تحویل نهادهای دولتی بدهند تا وجوه نقدی‌شان که معلوم نیست دقیقا صرف چه چیزی می‌شود.

این فقط یک نمونه است. نمونه‌های دیگری از این دست هم به راحتی پیدا می‌شود. مثلا آیا هنوز صندوق‌های صدقات وابسته به کمیته امداد همان رونق سابق را دارند؟ یا این که مردم ترجیح می‌دهند با دست خودشان کمک‌های نقدی را به نیازمندان برسانند؟

مردم که همان مردم هستند. همان مردم معتقد به خدا و آخرت و انسانیت و کمک به هم نوع! همان مردمی که به اعتبار حرف خواننده محبوب‌شان در کم‌تر از بیست و چهار ساعت چندصد میلیون برای هزینه دیه فردی ندیده و نشناخته پرداخت می‌کنند. پس چرا حتی در شرایط حساس و بحرانی کنونی حاضر نیستند به راحتی پول‌هایشان را به دست نهاد‌های دولتی بسپارند؟ علت این بی اعتمادی چیست؟ به نظر من این سوالی است که مسئولین نباید به آسانی از کنار آن بگذرند!

  • ویار تکلم
الان شمایی که دارید این مطلب را می‌خوانید از دو حال خارج نیستید. یا زلزله امشب را حس کرده‌اید یا اخبار آن به گوشتان رسیده است. یک حالت دیگر هم هست که از همه چیز بی‌خبرید و از هفت دولت آزاد، که خدمت‌تان شب بخیر عرض می‌کنم.
خب فعلا که میزان قدرت و منشا زلزله و تلفات و خسارات آن در هاله‌ای از ابهام است. بعضی خبرگزاری‌ها منشا زلزله را سلیمانیه عراق می‌‌دانند، بعضی ازگله و بعضی مرکز کرمانشاه! میزان زلزله و پس‌لرزه‌های آن را هم از ۴ تا ۷/۴ تخمین زده‌اند. مشخص هم نیست که جناب زلزله باز هم قرار است تشریف بیاورد یا نه! خلاصه این که همه چیز در هاله‌ای از ابهام است. فقط در یک چیز هیچ‌گونه ابهام و تردیدی وجود ندارد و آن هم مفاد خطبه ائمه جمعه استان‌های خراسان رضوی و یزد و اصفهان است! از همین حالا دوستان در حال تنظیم خطبه‌های غرا و کوبنده علیه شال روسری مردم هستند.
خسته نباشید آقایان! خداقوت!
  • ویار تکلم

هر سال ایام عزاداری امام حسین(ع) سوای غمی که وجودم را می‌گیرد، یک درگیری ذهنی هم هست که حسابی حالم را می‌گیرد و دردش اگر بیش‌تر از مصیبت عزا نباشد کم‌تر نیست. این‌که اگر من آن زمان در کوفه زندگی می‌کردم آیا از لشکریان امام بودم، یا از بی‌طرف‌ها یا از اشقیا؟

گاهی حتی دست به دامان ریاضیات و احتمال می‌شوم تا میزان احتمال حضورم در هر جناح را پیدا کنم. میانگین صد نفری سپاه امام، در برابر سپاه بالغ بر بیست‌هزار نفری اشقیا و جمعیت بیش از صد و پنجاه هزار نفری کوفه که طبعاً بیش از صدهزار نفرشان زن و کودک بوده‌اند و تعداد مردان کوفی کم از پنجاه هزار نفر! پنجاه هزار نفری که به نقل از برخی مقاتل تنها بیست نفرشان به سپاه امام پیوسته‌اند و بیش از بیست هزار نفرشان مقابل امام صف آرایی کرده‌اند.

متاسفانه جواب ناامید کننده است! احتمال پیوستن به سپاه امام کمتر از چهار صدم درصد (>4/10000) و احتمال حضور در لشکر اشقیا دو به پنج! یعنی از هر دو هزار و پانصد مردی که توی خیابان‌ها زنجیر‌های‌شان را بالا می‌برند و بر شانه‌های‌شان فرود می‌آورند فقط یک نفر شانس حضور در سپاه امام را دارد. الباقی یا بی‌طرف‌ند یا علیه امام!

گاهی خیال می‌کنم دور از وجدان و انصاف است که ما به خاطر تاخر زمانی‌مان به آن‌ها فخر بفروشیم و مردم کوفه را بی‌وفا خطاب کنیم، که اگر ما هم آن‌جا بودیم به احتمال زیاد در جرگه یاران امام نبودیم.

آردها بیخته شده و الک‌ها آویخته شده و غبار فتنه‌ها فرونشسته و حقیقت آشکار شده و اکنون ما بعد از هزار و چهارصد سال با سوز و گداز ندای "یا لیتنی کنت معکم" سر می‌دهیم. خارج گود نشسته ایم و می‌گوییم لنگ‌ش کن.

فرقی هم نمی‌کند پلی لیست گوشی‌هامان مملو از مداحی هلالی و کریمی و ارضی باشد و پیراهن مشکی‌مان را تا اربعین در نیاوریم. با خودمان رو راست باشیم! با امام بودن یعنی مرگ حتمی و مرگ سخت است. در غربت سخت تر! به ضرب تیر و شمشیر خیلی سخت تر! و تکه تکه شدن با لب تشنه...چه می‌گویم؟!

من آدم فروتنی نیستم. از این آدم‌هایی که خود را بنده روسیاه و گنه‌کار و سرا پا تقصیر خدا معرفی می‌کنند و اتفاقاً منظورشان این است که نه روسیاه‌ند و نه گنه‌کار و نه سرا پا تقصیر هم هیچ خوشم نمی‌آید. پس جمع می‌بندم! ما، ما مردم، خیلی از ما مردم، در به‌ترین شرایط اگر شاه‌کار می‌کردیم بی‌طرف می‌شدیم و مقابل امام نمی‌ایستادیم. در به‌ترین شرایط! شاید حتی مقابل او می‌ایستادیم. بالاخره شرکت در جنگ علیه امام مزایایی داشت و سرباز زدن از آن عواقبی!

و جالب آنکه خیلی‌هامان در عالم خیال، خود را جای زهیربن‌قین و وهب نصرانی و عمروبن‌قرظه و نافع‌بن‌هلال تصور می‌کنیم و خیلی هم که احساس گناه و آلودگی بکنیم به کمتر از حر ریاحی راضی نمی‌شویم. گویی سنان و شمر و خولی و حرمله و شبث از مردم آن زمان نبوده‌اند و همه برای جنایت عاشورا از آسمان نازل شده‌اند!

شاید تلخ باشد و ناخوشایند، ولی واقعیت است! اگرچه دسته‌ها پرشورند و تکایا پررونق و صفوف عزاداری طویل، اما هنوز هم زهیرها و نافع‌ها کم‌ند. هنوز هم شمرها و حرمله‌ها نفس می‌کشند. هنوز هم ما آن وسط‌ها در برزخ دنیا و آخرت دست و پا می‌زنیم. هنوز هم کلاه‌مان را سفت چسبیده‌ایم که باد نبرد. هنوز هم دنبال منافع شخصی و چرب کردن نان‌های خودمان هستیم. هنوز هم حاضر به دل کندن و گسستن از دنیا و پیوستن به امام و یاری او نیستیم و هنوز هم...مایی که ادعا می‌کنیم عبرت گرفته‌ایم. ما، ما کوفیان، ما کوفیان عصر جدید...

  • ویار تکلم

گفت اگه به بعضی روشعن‌فکرهای داخلی باشه حاضرن به بهونه‌ی صرفه‌جویی در مصرف آب، کمپین نماز بدون وضو رو ایجاد کنند. بگن وضو آب هدر می‌ده! یعنی بی‌شرفی تا این حد! گفت دختری که تا سه نصف شب سرش تو گوشی و تلگرامه هیچ‌وقت نمی‌تونه زنی باشه که کسی بتونه از دامن‌ش به معراج برسه. کسی بتونه از دامن‌ش اساسا آدم مهمی شه...

  • ویار تکلم

در جست‌وجوی اتفاقی‌ام در فضای مجازی برخورد کردم با پستی از روزنامه‌ی انگلیسی‌زبان تایمز که در مورد مراسم هالووین و هزینه‌های آن در سال دوهزاروشانزده نوشته بود. مثلا در بخشی از آن اشاره کرده بود که سال گذشته هزینه‌ی این مراسم تنها در آمریکا هشت‌میلیاردوچهارصدمیلیون دلار بوده و...

این رقم را که خواندم اول به آن فکر کردم که به پول خودمان چه‌قدر می‌شود که با دلاری چهارهزارتومان این‌روزها شد چیزی حدود سی‌وسه‌هزارمیلیارد تومانِ ناقابل و بی‌ارزش! بعدش هم حساب کردم با پول آن می‌شود چه تعداد فقیرِ حاشیه‌نشینِ منهتن و کنتاکی و آپالاچی و ویرجینیا و آلاباما و... را سیر کرد. بعدش هم فکر کردم با پول آن می‌شود برای چه‌تعداد از کارتن‌خواب‌های کارولینا و اوهیو و می‌سی سی‌پی و...سرپناه تهیه کرد. و بعدش هم فکر کردم با پول آن می‌شد چه کارهای دیگری کرد. و بعد هم دیدم که آن‌جا برخلافِ این‌جا هیچ کمپین نه به هالووینی تشکیل نشده و هیچ اعتراض و تمسخر و تاسفی بابت اجرای این مراسم از طرف روشن‌فکران آن‌جا شکل نگرفته. کسی آن‌جا نگران قامت خمیده‌ی رفت‌گران نبوده و کسی هم پیش‌نهاد نداده به جای هزینه برای این مراسم، فقیری را سیر کنند و ... بعدش هم یاد روشن‌فکران داخلی و جنجال‌ها و هوچی‌گری‌های‌شان بابت مراسمات مذهبی افتادم و...بعدش هم کمی برای‌شان افسوس خوردم و دیگر فکری نکردم!

  • ویار تکلم

بخش انتهایی سخن‎رانی امروز روحانی در جلسه دفاع از وزرای پیش‌نهادی کابینه‌اش در مجلس، در یک کلام فوق‌العاده بود. برای کسانی که به دنبال واقعیات برجام هستند و اتفاقا مواضع و عقاید هیچ کس دیگری را هم قبول ندارند این سخن‌رانی نکات قابل توجهی دارد. بخشی از این سخن‌رانی را بخوانید:

بعضی‌ها (آمریکایی‌ها) می‌گویند تعهدی که قبلاً با هم بستیم فعلاً قرص و محکم نباشد، متزلزل باشد و در عین حال بیاییم راجع به موضوع دیگری با هم مذاکره کنیم. این از حرف‌های خنده‌دار تاریخ است! یک کسی عهد و پیمانی می‌بندد و می‌گوید تا آخر پای پیمان خودم ایستاده‌ام و آن را اجرا می‌کنم؛ جایزه من این است که راجع به موضوع بعدی هم با هم صحبت کنیم. این حالا اندکی قابل بحث است. اما کسی که همان تعهد اول را زیر پا می‌گذارد، با زبان عمل‌ش دارد اعلام می‌کند که من اهل مذاکره نیستم.

آمریکایی‌ها دارند اعلام می‌کنند که ما اهل مذاکره و تعهد و پیمان نیستیم. ما اصول اخلاقی و بین‌المللی را نمی‌شناسیم. خب اگر کشوری در این مسیر قرار گرفت دیگر کشوری می‌تواند به او اعتماد کند؟!

آمریکایی‌ها دارند به بعضی از کشورهای شرق آسیا پیغام می‌دهند که بیایید با ما مذاکره کنید. مگر دیوانه شده‌اند که با شما مذاکره کنند؟! شما مذاکره دیروز را علناً زیر پا می‌گذارید و به مذاکره امضا شده‌ای که به تایید شورای امنیت سازمان ملل رسیده بی‌اعتنا هستید. بعد کشورها بیایند با شما مذاکره کنند؟!

حالا مشکل آن‌ها با ایران چیست؟ ایران که در بحث هسته‌ای به تعهدات خود عمل کرد. می‌گویند ایران چرا از لحاظ دفاعی و نظامی قدرت‌مند است و کشورهای منطقه به ایران احترام می‌گذارند! این مشکل کی‎ست؟ مشکل شما آمریکایی‌هاست که آمدید در منطقه امنیت و ثبات عراق و افغانستان را به هم زدید. شما با آوردن تروریست‌ها امنیت سوریه و لبنان را به هم ریختید.

ما برای دفاع از خودمان، تمامیت ارضی‌مان و ملت‌مان در ساخت و تولید و انبار کردن و در زمان لازم استفاده کردن از هر نوع سلاحی که نیاز داشته باشیم تردید نخواهیم کرد.

پ. ن: این پست به معنای فراموش کردن پروسه انعقاد برجام در داخل ایران و توهین‌های آقای روحانی به مخالفین نیست. چه این که عین همین حرف‌ها را هرکس چهار سال پیش می‌گفت به او برچسب دلواپس و بی‌سواد و بی‌شناسنامه و تندرو و کاسب تحریم می‌زدند. ولی شنیدن این سخنان از آقای روحانی را باید به فال نیک گرفت. برای آقای روحانی کاری نداشت که مثل دوره قبل از انتخابات از برجام دفاع کند و از گشایش‌های غیبی و رونق‌های نادیده آن تعریف کند و خیلی‌ها هم باور کنند. ولی خوشبختانه با گذر از رقابت‌های انتخاباتی با یک روحانی صادق‌تر رو به رو هستیم.

پ. ن ۲: همیشه هم به عقب برگشتن بد نیست. گاهی باید برگشت و اشتباهات را جبران کرد و بعضی حرف‌ها را از نو مرور کرد. این روزها مدام این جمله رهبری در ذهنم می‌پیچد :"به طرف مقابل اعتماد نکنید. خرش که از پل گذشت، بر می‌گردد به ریش شما می‌خندد!"

  • ویار تکلم