ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال وب‌بلاگ در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احمدی نژاد» ثبت شده است

در جمهوری اسلامی مثل آب خوردن این علیه آن و آن علیه این مدرک رو می‌کند و اتهام می‌زند و بگم بگم راه می‌اندازد و هیچ نهاد و ارگان و سازمانی هم نیست که رسیدگی کند. زاکانی به فریدون، احمدی‌نژاد به لاریجانی، لاریجانی به احمدی‌نژاد، نجفی‌پور به قالیباف، قالیباف به روحانی، روحانی به قالیباف و... اتهام می‌زنند و همه هم در کنار هم با صلح و صفا و آرامش در حال زندگی هستند. متهم و شاکی و قاضی همه راضی! و این وسط زحمت دفاع از نظام و فحش خوردن پای این مسئولین به گردن ما می‌افتد. من نمی‌فهمم این حجم از بلاهت ماها از کجا سرچشمه می‌گیرد که این همه تهمت و دروغ و ریا و پدرسوختگی را می‌بینیم و باز هم سنگ این‌ها را به سینه می‌زنیم؟

  • ویار تکلم

عادت به بیادبی ندارم، ولی به قول دوستی احمدی‌نژاد سیخی است در...بگذریم؛ خاری است در گلوی نظام! به حال خود رهاکردنش کار درستی نیست، فرو بردنش مکافاتی است و در کشیدنش هزار و یک مکافات! باور کنید همین گونه است. از قهر یازده روزه و خانهنشینی گرفته تا عدم حضور در نشستهای مجمع تشخیص مصلحت و این آخری هم شرکت در انتخابات و کارهایی که معلوم نیست دقیقاً چه هدفی پشت سرشان است. هر روز یک بازی مسخره و یک شوآف مضحک!

 البته من خیلی اعتقاد به فساد و انحراف عجیب و غریب احمدینژاد در دوره ریاست جمهوریاش ندارم. چه بسا اگر کارنامهی هر کدام از روسای جمهور را منصفانه بررسی کنیم و رَبّ و رُبّشان را در بیاوریم، آنچنان هم بیعیبتر از احمدینژاد نباشند! اما آنچه احمدینژاد را متمایز و فسادهای دولتش را دوچندان نمایان میکند، ادعای عدالتطلبی و درد محرومین بود که خودش و هوادارنش دائم آن را در بوق و کرنا می کردند. اگر  هاشمی با شعار سازندهگی به میدان آمد، اگر خاتمی دم از آزادی و اصلاحات میزد، شعار احمدینژاد عدالت بود، عدالت! و چه حلقه مفقودهای بود این عدالت در دولت احمدینژاد!

 حالا احمدی نژاد باز پا به میدان گذاشته. به رغم نظر رهبری و به خلاف وعدهای که چند وقت پیش در رابطه با عدم شرکت و هر گونه فعالیت انتخاباتی اعم از حمایت از کاندیداتوری خاص و ...دادهبود. خب هر کس این کار احمدینژاد را به گونهای تحلیل می کند. عدهای آن را کمک به روحانی برای رسیدن به قدرت دوباره و انتقامکشی احمدینژاد از یاران دیرینش تلقی میکنند؛ عدهای آن را برآورد احمدینژاد از میزان محبوبیت( یا شاید منفوریت)ش میدانند؛ عدهای مثل آمدنیوز از تقابل علنی احمدینژاد با رهبری صورتشان گل انداخته و از خوشحالی اینکه آرای اصولگرایان با ورود احمدینژاد بیش از پیش شکسته و تقسیم میشود با دمشان گردو میشکنند و عدهای متوهم مثل رجانیوز هم این کار را بازی پیچیده سرویس جاسوسی انگلیس میدانند! خود احمدینژاد و اعوان و انصارش هم مثل همیشه دست به توجیه و فرافکنی زدهاند و در استدلالی کودکانه و مضحک این کار خود را در جهت خواست رهبری مبنی بر عدم دوقطبی شدن فضای انتخابات دانستهاند. آنها میخواهند با القای دوقطبی کاذب رئیسی-روحانی، حضور خود را به عنوان قطب سوم و برای رفع دوقطبی حاکم توجیه کنند. غافل از اینکه آنچه اکنون بر فضای سیاسی و انتخاباتی کشور حاکم است صرفا یک دو دستگی ساده است و نه دو قطبی نامطلوب! در هر دوره از انتخابات، مردم به چند دسته تقسیم شدهاند، هر کدام برای کاندیدای محبوب خود تبلیغ کرده و آراء خود را به صندوقها ریختهاند و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده. اتفاقا این کار باعث گرمتر شدن تنور انتخابات و مشارکت بیشتر مردم هم شده. ولی فقط حضور احمدینژاد است که مردم را مقابل هم قرار میدهد و جامعه را به سمت ایجاد دو قطب معارض با یکدیگر میکشاند. نیاز به درایت سیاسی خیلی زیادی نیست تا بدانیم اگر در ایران فقط یک نفر در انتخابات شرکت کند و آن یک نفر احمدینژاد باشد باز هم فضای دو قطبی ایجاد میشود. دوقطبی میان موافقینی که دور سرش هالهی نور میبینند و مخالفینی که او را دجال زمان میدانند! پس احمدینژاد با ورود خود به عرصهی انتخابات دوقطبی فرضی را تبدیل به سهقطبی نمی کند. بلکه یک چند دستهگی معمولی انتخاباتی را به یک شکاف بسیار بزرگ و دوقطبی پر آشوب میان موافقین و مخالفینش تبدیل میکند. البته من بعید میدانم آقای احمدینژاد که چندین سال در راس سیاست این مملکت بوده همچین مسئلهی واضحی را نداند و درک نکند. اما اینکه چرا این‌گونه رفتار میکند واقعا جای سوال دارد

بهتر است آقای احمدینژاد به جای این رفتار های کجدار و مریز در قبال نظام و رهبری، یک بار برای همیشه از لاک خودش بیرون بیاید و ماهیت واقعی خود را نشان بدهد. امثال موسوی و کروبی و منتظری اگر با تقابل صریح و ظاهراً شجاعانه با رهبری، پیش چهار نفر محبوبیت داشتند، احمدینژاد با این قبیل رفتارهای مزوّرانه، روز به روز بر نفرت عمومی جامعه از خود و حلقه اطرافش میافزاید. بهتر نیست آقای احمدینژاد به جای توسل به چنین توجیهات مسخرهای، پایش را از میدان انتخابات بیرون بکشد و بیش از پیش عملکرد خود را زیر سوال نبرد و تنها برگ برندهی هوادارانش را که مدعی ولایتپذیری او هستند، نسوزاند؟!

 

  • ویار تکلم