ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال ویار تکلم در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسرائیل» ثبت شده است

به خدا قسم اگر پشتِ سخنانِ مهدی مهدوی‌کیا تنها سرِ سوزنی آگاهی و دانایی نهفته‌بود، یا حتی نه، تنها سرِ سوزنی ساده‌لوحی و ناآگاهی در آن حس می‌شد، یا حتی نه، تنها یک نظرِ شخصی بود که از ساعت‌ها تفکرِ خود حاصل شده‌بود خودِ من جزِ اولین کسانی بودم که از گفته‌اش دفاع می‌کردم و متن‌ها و جمله‌ها در دفاع‌ش می‌نوشتم اما این جملات مهدوی‌کیا نه حاصل از آگاهی بود و نه ساده‌لوحی و نه فکر شخصی. به نظر من هیچ عبارتی برازنده‌ی آن نیست جز خودتحمیقی عمدی!

خود تحمیقی عمدی آن‌جایی است که فکر کنی مسئولِ زیرساخت‌های ورزش، ساختنِ چند ورزش‌گاهِ آب‌رومند، توجه به ورزش‌های پایه‌ی این مملکت، از بین بردنِ فقر، اعتیاد، بی‌کاری و شاید مسئولِ تمامِ بدبختی‌ها و مشکلاتِ جامعه، آن ده‌درصد بودجه‌ی نظامی است که هرسال به آن‌ها تعلق می‌گیرد و احتمالا آن نوددرصد بودجه‌ی دیگرِ زیرِ دستِ رئیس‌جمهور و باقی وزارت‌خانه‌ها، فقط مسئولِ رفعِ حصر، برداشتنِ فیلترینگِ توییتر، آزادی در حدِ گرفتنِ دستِ دوست‌پسر/دخترِ خود در خیابان و نیز آزادی قرِ کمر پس از پیروزی در انتخابات! است.

خودتحمیقی عمدی آن‌جایی است که داعش و حمله به مجلس و هشتگ‌های ما با هم‌یم و ما در کنار هم‌یم را فراموش کنی و فکر کنی اگر به فکرِ اتفاقاتِ لبنان و سوریه و عراق نباشیم، اتفاقاتِ لبنان و سوریه و عراق هم به فکر ما نیستند و با ما سرِ جنگ ندارند! و فکر کنی مشکلِ داعش، اسرائیل و باقی متحدان‌ش با ایران تنها به دخالت‌های ایران در آن کشورها مربوط می‌شود و نه تشکیلِ حکومتِ اسما اسلامی که ایران هم جزو آن باشد، و نه تشکیلِ حکومتِ قومِ یهود بر جهانی که ایران هم جزو آن باشد و نه هیچ چیزِ دیگری!

خودتحمیقی عمدی آن‌جایی است که خودت سالِ هشتادوهشت فوت‌بال را با سیاست آغشته کنی و با دست‌بندِ سبز در مسابقه حاضر شوی، با حکمِ سیاسی از سربازی معاف شوی، با خاتمی دیدار داشته باشی و دست‌مال‌های‌ت را خرجِ تمامِ اصلاحات کنی و آن‌گاه آرزو داشته باشی که روزی سیاست دست از سرِ ورزش بردارد.

باور دارم اصلی‌ترین مشکلِ ما نه سخن گفتنِ نادان‌ها ست و نه سکوتِ دانایان. مشکلِ ما خودتحمیقی عمدی است و لاغیر!

*بازتاب همین مطلب در خبرگزاری صراط‌نیوز

  • ویار تکلم

یک) آن‌هایی که می‌گویند خودِ فلسطینی‌ها این‌قدر که ما با اسرائیل مشکل داریم، با آن‌ها مشکل ندارند را کاری ندارم. حتی با آن‌هایی که می‌گویند مدافعینِ حرم نه! مدافعین اسد. یا حتی با آن‌هایی که شعار نه غزه، نه لبنان، جان‌م فدای ایران را سر می‌دهند. من عاشقِ آن‌هایی هستم که می‌گویند نباید برای هیچ‌کس آرزوی مرگ کرد و بیاییم به جای مرگ‌گفتن و نفرت‌پراکنی سخن از صلح و درود و سلام بگوییم. کسی با آن‌ها کاری نداشته باشد و از گُل نازک‌تر به‎شان چیزی نگوید که آن‌ها تحتِ حمایتِ من هستند!

دو) عباس‌آباد، خیابانِ پاکستان، نبشِ خیابانِ چهارم. این هم آدرسِ سفارتِ افغانستان. البته بعید می‌دانم به دردِ کسی بخورد، آخر نه توی‌ش فرانسه وجود دارد و نه در خیابانِ نوفل‌لوشاتو قرار دارد! تازه عکس‌های شمعِ روشنِ دمِ در و سلفی با آن‌ها هم لایک و کلاس زیادی ندارد.

سه) داشتم واکنش‌ها را به توییت مهدی طارمی می‌خواندم. دوست‌م گفت: خودِ اسرائیل هم توی خاکِ غصبی خودش این‌قدر وکیل و هوادار ندارد. گفت: بوی سوختگی توی ایران بیش‌تر است.

  • ویار تکلم

چندماه پیش بود که فیلمی از حرکات عجیب و مضحک صادق زیباکلام در فضای رسانه‌ای منتشر شد که واکنش‌های متفاوتی را در پی داشته است. در این فیلم کوتاه زیباکلام که به دانش‌گاهی دعوت شده، دست به هرکاری می‌زد تا از روی پرچم رژیم صهیونیستی و آمریکا رد نشود و پای‌ش بر روی پرچم اسرائیل قرار نگیرد. بین آن واکنش‌های مثبت و منفی و طنزآمیز به آن عمل، به گمان‌م نکته‌ای مغفول ماند که جای بررسی بیش‌تری داشت: استکبارستیزی و تنفر از آمریکا و اسرائیل، اجباری نمی‌شود!

بله! تنفر از اسرائیل و به رسمیت نشناختن آن و هم‌دردی با مردم فلسطین زوری نمی‌شود. ایضا بازی نکردنِ مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی در برابر تیمِ اسرائیلی!  مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی بازی کردند چون به آن بازی اعتقاد داشتند، حالا هرقدر متوهمانِ مجازی برای‌ش دلیل بتراشند که فوت‌بال سیاسی نیست و حرف از تعهد و قرارداد و ترس از جریمه بزنند، و آن دست‌بندِ پرچمِ ایرانِ مچِ دست‌شان را بولد کنند. نخست آن‌که در واقع اعتقادی که در آن حاضر نباشی پای‌ش هزینه بدهی، محرومیت بخری و یا حتی به خاطرش توهین و تمسخر نشوی تفاوتی با پشمِ بلال ندارد و مفت هم نمی‌ارزد. و بعد آیا تا به حال هیچ فوت‌بالیستی وجود نداشته که در شرایطِ مشابه آن دو قرار گرفته و تصمیمی متفاوت گرفته باشند؟ آیا آن‌ها بابتِ کارشان از تمامِ تیم‌های جهان اخراج شدند؟ آیا در زندان‌های گوانتانامو شکنجه و تبعید شدند؟ آیا... به نظرم مرد بودن از به‌ترین چیزهاست، مرد باشید و پای عمل‌تان به‌ایستید و آن را ماست‌مالی نکنید!

اساسا بازی کردن یا نکردن این دو در برابر تیمِ اسرائیلی ارزش چندانی ندارد که نیازی به واکنشِ جدی باشد. آن هم واکنشی که دو معمولی را به قهرمانِ فضای متوهمانه‌ی مجازی تبدیل کند و ترندشان را داغ کند. اما شجاعی، با آن‌همه سابقا و دُر افشانی در مورد کودکان و زنان و مخالفت با ظلم و تضییع حقوق آن‌ها، با این اقدام‌ش تصویری تمام‌نمای روشن‌فکران ایرانی را به نمایش گذاشت؛ توخالی‌هایی که تنها بلدند حرف‌های قشنگ بزنند اما پای عمل که برسد به خاطر گوشه‌ی اسکناسی، به خاطر گوشه‌ی مقام و اعتباری و به خاطر کم‌ترین مشکلی، نه‌تنها روی اعتقادِ خود که حتی روی خودشان هم پا بگذارند!

  • ویار تکلم

این تصاویر، تصاویرِ مردمِ اسرائیل است، در حال تماشای سینما. سینماییِ زنده‎ی «مرگِ انسان‎و انسانیت»، سکانسِ «بمب‎بارانِ مردمِ بی‎دفاعِ فلسطین». این‎جا اسرائیل است! صدای «مردم»ش را می‎شنویم.

پ. ن: من مخالفِ بستنِ چشم و بازکردنِ دهان هستم. حتی اگر این چشم و دهان، برای اصغر فرهادی باشد!

  • ویار تکلم