ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال وب‌بلاگ در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

آخرین مطالب

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روحانی» ثبت شده است

آمریکا از برجام خارج شد. ظاهرا برجام بدون کدخدا مفت نمی‌ارزد. هرچند که با کدخدای‌ش هم مفت نمی‌ارزید. ولی خب چه می‌شود کرد. سیاست هم به نوعی جنگ است. به قول امام(ره): یک روز ما می‌بریم و یک روز آن‌ها. برجام هم روز برد آن‌ها بود.

 برجام اگرچه خودش آن‌چنان که باید کارکرد و فایده‌ی ملموسی نداشت ولی تجربه برجام ثمرات بسیار خوبی در زمینه رشد درک مردم ایران از سیاست خارجی داشت. هیچ‌گاه به اندازه امروز مردم ایران درباره آمریکا و خباثت‌های‌ش هم‌صدا و هم‌دل نبوده‌اند. برجام چهره واقعی آمریکا را برای میلیون‌ها ایرانی برملا کرد، اگرچه برای میلیون‌ها ایرانیِ دیگر از سال‌ها قبل واقعیت مثل روز روشن بود. البته ما ملت فراموش‌کاری هستیم. اگر می‌خواستیم چشم‌مان را باز کنیم و واقعیات را ببینیم سی سال خباثت آمریکا قبل از برجام کافی بود. نیازی به چنین تجربه سنگینی هم نداشتیم.

برخلاف خیلی‌ها، من برجام را نه حاصل تصمیمات کلی نظام می‌دانم و نه حاصل تصمیم شخص حسن روحانی. بله! مذاکره با کشورهای اروپایی از سال‌ها قبل کلید خورده بود و همان‌طور که موگرینی هم گفت برجام حاصل دوازده سال مذاکره است. اما کدام مذاکرات؟! آیا شیوه مذاکره تیم دیپلماسی دولت قبل کم‌ترین شباهتی به تیم ظریف و تفکرات آن‌ها داشت؟

مشکل دقیقا از آن‌جایی آغاز شد که به صورت رسمی پذیرفتیم که آمریکا هم به مذاکرات وارد شود. سیاسیون شروع کردند به جوسازی که بدون حضور کدخدا آب هم نمی‌شود خورد. مردم هم پذیرفتند. میلیون‌ها ایرانی پذیرفتند و با بیست و سه میلیون رای پذیرش این تفکر را برای بار دوم اثبات کردند.

خب می‌گویند حالا اگر کس دیگر رئیس جمهور بود وضع به‌تر بود؟ شما می‌گویی نه من هم می‌گویم نه! ولی آیا راه به‌تر شدن اوضاع این بود که پنج سال وقت و سرمایه و انرژی و فکر و امید مردم یک مملکت به بازی گرفته شود و آخرش هم هیچ؟! بحث سر عمر و زید و بکر نیست. بحث سر تفکر حاکم بر جامعه است. بحث این است که دولت به کدام پشتوانه‌ای وارد چنین معاهده نافرجامی شد؟ جز به پشتوانه‌ی رای اکثریت ملت؟ 

البته من قصدم گلایه از رای مردم نیست. نظر مردم همیشه محترم و معتبر است‌. ولی مذاکره با آمریکا آن هم به این صورت هیچ‌گاه در سیاست‌های کلی نظام و شخص رهبری نبوده و نیست. باور عمومی مردم این بود که مذاکره و معاهده با آمریکا مشکلات را برطرف می‌کند. رهبری هم به این باور احترام گذاشت و علی‌رغم مشخص بودن نتیجه اجازه مذاکره و توافق داد و از تیم مذاکره کننده هم حمایت کرد. روحانی فقط مجری این تفکر بود. اگرچه خود و دولت‌ش در پیدایش این تفکر نقش زیادی داشتند.

پارسال دم انتخابات مطلبی نوشتم و از فواید پیروزی احتمالی روحانی در انتخابات گفتم. اگرچه خودم به رئیسی رای دادم و علی‌رغم تمام انتقاداتی که دارم باز هم به جریان‌های نزدیک به گفتمان انقلاب رای می‌دهم. در آن مطلب نوشتم که به شکست روحانی امیدوار نیستم. با این حال اگر چه پیروزی روحانی ممکن است نتایج نامطلوبی به هم‎راه داشته‎باشد، ولی بزرگ‎ترین حُسن‎ش این است که مردم واقعا به این نتیجه می‎رسند که از ناحیه‎ی خارج از کشور معجزه‎ای صورت نمی‌گیرد و نگاه به داخل به صورت یک باور مستحکم ملی در می آید که ثمرات خوبی در آینده دارد.

امروز دقیقا به همان نقطه‌ رسیده‌ایم. فقط کاش با وجود این خسارت‌ها اقلا چشم‌مان را باز کنیم و از این اتفاق درس بگیریم‌.

یک نکته می‌ماند و آن هم این‌که بدانیم سیاست‌های آمریکا چیزی نیست که تصمیم یک نفر بتواند در آن تاثیری بگذارد. شاید یکی از علل انتخاب ترامپ علی‌رغم پیروزی کلینتون در انتخابات مردمی، همین شخصیت احمق‌نمای اوست که باعث می‌شود افکار جهانی تصمیمات قلدرمآبانه آمریکا را به پای او بگذارد، حال آن‌که این تصمیمات تماما ناشی از سیاست‌های کلی نظام حاکم بر آمریکاست. امروز باز سرمان کلاه نرود. ترامپ از برجام خارج نشد. آمریکا خارج شد. ایالات متحده آمریکا!

  • ویار تکلم

رشیدپور که یک کودک ده ساله در برنامه صبح‌گاهی‌اش عین آب خوردن او را سرکار گذاشت، حالا می‌خواهد کسی را به چالش بکشد که پنج سال است یک ملت را سر کار گذاشته!

  • ویار تکلم

در جمهوری اسلامی مثل آب خوردن این علیه آن و آن علیه این مدرک رو می‌کند و اتهام می‌زند و بگم بگم راه می‌اندازد و هیچ نهاد و ارگان و سازمانی هم نیست که رسیدگی کند. زاکانی به فریدون، احمدی‌نژاد به لاریجانی، لاریجانی به احمدی‌نژاد، نجفی‌پور به قالیباف، قالیباف به روحانی، روحانی به قالیباف و... اتهام می‌زنند و همه هم در کنار هم با صلح و صفا و آرامش در حال زندگی هستند. متهم و شاکی و قاضی همه راضی! و این وسط زحمت دفاع از نظام و فحش خوردن پای این مسئولین به گردن ما می‌افتد. من نمی‌فهمم این حجم از بلاهت ماها از کجا سرچشمه می‌گیرد که این همه تهمت و دروغ و ریا و پدرسوختگی را می‌بینیم و باز هم سنگ این‌ها را به سینه می‌زنیم؟

  • ویار تکلم

به عقیده من آشوب‌های سال ۸۸ علی‌رغم جلوه مهیبی که داشت، خیلی نگران‌کننده نبود. چون شاکله آن بر دروغ بنا شده بود. فقط باید دروغ بودن ادعای تقلب و هدف اصلی اغتشاش‌گران برای مردم آشکار می‌شد تا فریب‌خورده‌ها از گرد آن پراکنده شوند و غائله با حضور ملت خاتمه پیدا کند. همین اتفاق هم افتاد. عاشورای ۸۸ الک نهایی فریب‌خورده‌ها از معاندین بود و راهپیمایی نه دی ریشه قضیه را کند و کار یک‌سره شد.

اما به نظر من راهپیمایی‌هایی که طی دو روز گذشته در بعضی شهرها اتفاق افتاده علی‌رغم ابعاد کوچک‌شان نگران‌کننده‌اند و می‌توانند آژیر خطر جدی برای مسئولین باشند. گرانی و تورم، دروغ و فریب نیست که منتظر باشیم حقیقت‌ش برملا شود. این‌ها واقعیاتی است که چندین سال است مردم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. از اواسط دولت دهم تا به امروز! دو سال آخر احمدی‌نژاد را مردم به امید رفتن او و آمدن دولتی اقتصادی‌تر تحمل کردند. چهار سال اول روحانی را هم به امید رفع تحریم‌ها و گشایش اقتصادی به سر بردند. اما امروز که روحانی هم از بی‌ثمر بودن مذاکرات و رفع نشدن تحریم‌ها حرف می‌زند دیگر امیدی برای انتظار تا چهارسال دیگر وجود ندارد. و همین باعث شکل‌گیری اعتراضات می‌شود.

البته اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم روحانی می‌توانست با سیاسی‌کاری و پاسخ مثبت به باج‌خواهی اصلاحات و اپوزسیون و دادن سهم آن‌ها از اعتراضات امروز علیه خود جلوگیری کند! چگونه؟!

روحانی باز هم همان مواضع رادیکالی و اپوزسیونی پیش از انتخابات را اتخاذ می‌کند. حرف از رفع حصر می‌زند، خاتمی را به سر خط اخبار می‌آورد، چند وزیر از میان اصلاحاتی‌ها انتخاب می‌کند و خود را وابسته به آن‌ها معرفی می‌کند. از آن‌طرف هم ژست مخالفت با رهبری و نظام می‌گیرد، از برجام دفاع می‌کند، آمریکا را کدخدا می‌نامد و معاندین و خارج‌نشین‌ها را امیدوار به تغییر ساختار حاکم نگه می‌دارد. نتیجه آن‌که رسانه‌های وابسته به اصلاحات و کانال‌های معاندی نظیر آمدنیوز، همانند دوران پیش از انتخابات به حمایت از روحانی بر می‌خیزند. مشکل گرانی را ناشی از فجایع دولت‌های نهم و دهم جلوه می‌دهند، از گشایش‌های غیبی پسا برجام و خروج از فصل هفت منشور سازمان ملل و رفع سایه جنگ از سر کشور می‌گویند و به مردم امید می‌دهند که اتفاقات خوبی در راه است. دست‌مال‌هایشان را خرج روحانی می‌کنند و روی او به عنوان کسی که می‌تواند اهداف آن‌ها را پیش ببرد حساب می‌کنند. مردم هم خیال‌شان راحت است که دولت دارد همه سعی‌ش را می‌کند، اما چه کند که جبران سونامی احمدی‌نژاد یک قرن طول می‌کشد! به این شکل علی‌رغم تمام مشکلات، روحانی باز هم رئیس جمهور محبوب مملکت می‌شود و روحانی تنها نیست و با او تا ۱۴۰۰!

خب روحانی به هر دلیل این کار را نکرد. حالا یا واقعا به خاطر تغییر عقیده و موضع بود یا این‌که می‌خواست از زیر سایه هاشمی و خاتمی خارج شود و در عالم سیاست یک شخصیت مستقل از خود به نمایش بگذارد. هر چه هست او مسیر دشواری را برای چهارسال پیش رو انتخاب کرده است. امروز روحانی تنهاتر از همیشه است. مخالفین قدیمی او بر مواضع خود مصرترند و موافقان چندماه پیش او هم ناراضی از ندادن پول چای‌شان!

برای جلوگیری از اعتراضات مردم، روحانی بر سر یک دوراهی قرار دارد. راضی کردن جریانات قدرت با سیاسی‌کاری و سهم‌دهی به آن‌ها و به تبع آن ایجاد رضایت کاذب در جامعه به وسیله جوسازی‌های رسانه‌ای، یا راضی کردن مردم از طریق حل ریشه‌ای مشکلات اقتصادی آن‌ها در بلند مدت. ظاهرا روحانی راه اول را انتخاب نکرده! این‌که آیا او راه دوم را انتخاب می‌کند یا نه و این‌که چقدر در آن موفق است، باید منتظر بود و دید.

  • ویار تکلم

چند وقت پیش نوشتم که بعد از انتخابات و رقابت‌های انتخاباتی با یک روحانی صادق‌تر روبرو هستیم. بعدتر هم نوشتم درد معترضین روحانی چه سلبریتی‌ها و هنرمندان و چه دیگران، غالباً نه گرانی و افزایش قیمت بنزین و عوارض خروج از کشور که تغییر مواضع روحانی و متمایل شدن او به سمت گفتمان انقلاب و نظام است. چه در حرف و چه در عمل!

همان زمان بعضی دوستان گفتند شما چرا ساده‌ای و این نقشه روحانی است و استراتژی جدید است و روحانی کاریکاتور یک شخص انقلابی است و بنی‌صدر زمان است والخ... از آن طرف هم عده‌ای گفتند نخیر! مشکل واقعا مسائل اقتصادی و گرانی و قیمت بنزین و عوارض خروج است.

خب گذر زمان مشخص می‌کند حق با کیست و علت واقعی دشمنی‌ها با روحانی چیست. اما به عقیده من تحلیل وقایع و شعارهای امروز مشهد گره‌ کوچکی از این معما را باز کند.

سر دادن شعارهایی نظیر "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"، "فلسطینُ رها کن فکری به حال ما کن"، "ما انقلاب کردیم چه اشتباهی کردیم"، "جمهوری اسلامی نمی‌خوایم نمی‌خوایم" و...در کنار شعار "مرگ بر روحانی" و "مرگ بر دولت مردم فریب" تا حدود زیادی علت نارضایتی معترضین را مشخص می‌کند. اگرچه رسانه‌هایی در داخل و خارج بخواهند مسئله را به گرانی ربط بدهند.

هرچند که هنوز هم برای قضاوت در این باره زود است. این‌که روحانی واقعی کدام است؟ روحانی اپوزسیون یا روحانی انقلابی؟ کدام یک نقش است و کدام یک حقیقت؟

پاسخ این سوال را فقط گذر زمان مشخص می‌کند. سیاست پیچیده‌تر از آن‌ است که با قطعیت درباره‌اش صحبت شود.

  • ویار تکلم

واقعیت این است که درد امثال کریمی و صادقی و فرخ‌نژاد و سایر سلبریتی‌هایی که از رای دادن به روحانی اظهار پشیمانی می‌کنند نه معیشت و اقتصاد مردم است، نه افزایش قیمت سوخت و نه هیچ مسئله‌ دیگری از این دست. هنوز چند ماه از شروع کار دولت دوازدهم نگذشته که دولت بخواهد به وعده‌هایش عمل کند. این جماعت هم همان‌هایی هستند که می‌گفتند هشت سال خرابی دوران احمدی‌نژاد را با هشتاد سال کار هم نمی‌توان درست کرد! پس چه شده که به این زودی انتظار معجزه دارند؟ در این چند ماه چه اتفاقاتی افتاده که نظرشان کاملاً عوض شده؟!

به نظر من درد اصلی این جماعت تغییر مواضع روحانی -ولو در گفتار- است. با گذر از رقابت‌های انتخاباتی،  دیگر در سخنان روحانی بویی از تقابل و تضاد با رهبری و نظام و سپاه به مشام نمی‌رسد. دیگر از بلندگوی روحانی ندای دوستی و محبت آمریکا به گوش نمی‌رسد. دیگر آمریکا کدخدا نیست. دیگر خبری از صلح جهانی و رونق اقتصادی در سایه‌سار برجام به گوش نمی‌رسد. دیگر حرفی از دولت فاسد و تفنگ به دست نیست. دیگر خبری از رفع حصر سران فتنه نیست. دیگر خاتمی برادر عزیر روحانی نیست. و دیگر...

حالا همه از بدعهدی و بی‌ثمری مذاکره با آمریکا می‌گویند. دولت با رهبری و نظام هم‌صدا شده و بار دیگر همه مقابل دشمن واقعی و اصلی ایستاده‌اند. گفتمان جمهوری اسلامی درباره استکبارستیزی و دشمنی آمریکا نه با حرف و تئوریه پردازی، که در عمل ثابت شده! حالا همه از گل کاشتن سپاه در نابودی تکفیری‌ها می‌گویند و روحانی با تمام وجود از قدرت موشکی و نظامی کشور دفاع می‌کند. حالا موسوی و کروبی و خاتمی به محاقی ابدی فرو رفته‌اند؛ تا آن‌جا که دانشجوی دانشگاه شریف که یکی از رادیکال‌ترین اتمسفر‌های سیاسی را دارد، خیلی راحت از پشت تریبون درخواست محاکمه سران فتنه را می‌کند و صدای احدی از دانشجویان در نمی‌آید! نه کسی "هو" کند و نه  اعتراضی صورت می‌گیرد!

جماعتی که منتظر چیدن ثمره برجام و هم‌آغوشی با آمریکا بودند، اکنون می‌بینند که همه امیدشان واهی بوده! کسی که تا چند ماه پیش، از برجام‌های دو و سه صحبت می‌کرد الان از بی‌ثمری مذاکرات می‌گوید و کشوری که با آمریکا مذاکره کند را دیوانه می‌خواند. کسی که تا چندماه پیش عامل عدم موفقیت برجام را شعار روی موشک‌های سپاه می‌دانست اکنون با قدرت از سپاه و توان موشکی آن دفاع می‌کند. کسی که قرار بود دوباره موسوی و کروبی و خاتمی را به سرخط اخبار بیاورد اکنون آن‌ها را به فراموشی سپرده است. کسی که قرار بود اپوزسیون نظام باشد و حرف‌های غرب‌گرایانه این جماعت را تکرار کند مثل یک رئیس جمهور انقلابی بر ضد آمریکا و مواضع‌ش سخن‌رانی می‌کند و...

همه این‌ها باعث سرخوردگی این جماعت شده است. آن‌ها همان روحانی سابق را می‌خواهند. آن‌ها می‌خواهند از زبان روحانی همان حرف‌های قشنگ گذشته را بشنوند. اما روحانی دیگر نمی‌خواهد آن حرف‌ها را تکرار کند! انتخابات تمام شده است و روحانی آرای خودش را از مردم گرفته است. اکنون روحانی نیازی به پشیمانی یا عدم پشیمانی هیچ‌یک از سلبریتی‌ها ندارد. آن‌ها هم ساده‌دلی و خوش‌باوری خود را نباید به حساب روحانی بگذارند. روحانی نمی‌تواند تا ابد از رونق‌های نادیده و گشایش‌های غیبی برجام تعریف کند و برای خوش‌آمد آن‌ها رئیس جمهور آمریکا را باهوش و مودب بخواند و دم از صلح و دوستی با غرب بزند. روحانی بلندگو نیست! رئیس جمهور مملکت است. شاید گاهی برای مقاصد سیاسی موقتا در نقشی فرو برود و زبان اکثریت شود، اما مملکت با توهم و تخیل حرف‌های قشنگ اداره نمی‌شود. از یک جایی به بعد چاره‌ای جز پذیرفتن واقعیات و بازگو کردن آن‌ها نیست. و این همان چیزی است که جماعت را می‌سوزاند!

  • ویار تکلم

بخش انتهایی سخن‎رانی امروز روحانی در جلسه دفاع از وزرای پیش‌نهادی کابینه‌اش در مجلس، در یک کلام فوق‌العاده بود. برای کسانی که به دنبال واقعیات برجام هستند و اتفاقا مواضع و عقاید هیچ کس دیگری را هم قبول ندارند این سخن‌رانی نکات قابل توجهی دارد. بخشی از این سخن‌رانی را بخوانید:

بعضی‌ها (آمریکایی‌ها) می‌گویند تعهدی که قبلاً با هم بستیم فعلاً قرص و محکم نباشد، متزلزل باشد و در عین حال بیاییم راجع به موضوع دیگری با هم مذاکره کنیم. این از حرف‌های خنده‌دار تاریخ است! یک کسی عهد و پیمانی می‌بندد و می‌گوید تا آخر پای پیمان خودم ایستاده‌ام و آن را اجرا می‌کنم؛ جایزه من این است که راجع به موضوع بعدی هم با هم صحبت کنیم. این حالا اندکی قابل بحث است. اما کسی که همان تعهد اول را زیر پا می‌گذارد، با زبان عمل‌ش دارد اعلام می‌کند که من اهل مذاکره نیستم.

آمریکایی‌ها دارند اعلام می‌کنند که ما اهل مذاکره و تعهد و پیمان نیستیم. ما اصول اخلاقی و بین‌المللی را نمی‌شناسیم. خب اگر کشوری در این مسیر قرار گرفت دیگر کشوری می‌تواند به او اعتماد کند؟!

آمریکایی‌ها دارند به بعضی از کشورهای شرق آسیا پیغام می‌دهند که بیایید با ما مذاکره کنید. مگر دیوانه شده‌اند که با شما مذاکره کنند؟! شما مذاکره دیروز را علناً زیر پا می‌گذارید و به مذاکره امضا شده‌ای که به تایید شورای امنیت سازمان ملل رسیده بی‌اعتنا هستید. بعد کشورها بیایند با شما مذاکره کنند؟!

حالا مشکل آن‌ها با ایران چیست؟ ایران که در بحث هسته‌ای به تعهدات خود عمل کرد. می‌گویند ایران چرا از لحاظ دفاعی و نظامی قدرت‌مند است و کشورهای منطقه به ایران احترام می‌گذارند! این مشکل کی‎ست؟ مشکل شما آمریکایی‌هاست که آمدید در منطقه امنیت و ثبات عراق و افغانستان را به هم زدید. شما با آوردن تروریست‌ها امنیت سوریه و لبنان را به هم ریختید.

ما برای دفاع از خودمان، تمامیت ارضی‌مان و ملت‌مان در ساخت و تولید و انبار کردن و در زمان لازم استفاده کردن از هر نوع سلاحی که نیاز داشته باشیم تردید نخواهیم کرد.

پ. ن: این پست به معنای فراموش کردن پروسه انعقاد برجام در داخل ایران و توهین‌های آقای روحانی به مخالفین نیست. چه این که عین همین حرف‌ها را هرکس چهار سال پیش می‌گفت به او برچسب دلواپس و بی‌سواد و بی‌شناسنامه و تندرو و کاسب تحریم می‌زدند. ولی شنیدن این سخنان از آقای روحانی را باید به فال نیک گرفت. برای آقای روحانی کاری نداشت که مثل دوره قبل از انتخابات از برجام دفاع کند و از گشایش‌های غیبی و رونق‌های نادیده آن تعریف کند و خیلی‌ها هم باور کنند. ولی خوشبختانه با گذر از رقابت‌های انتخاباتی با یک روحانی صادق‌تر رو به رو هستیم.

پ. ن ۲: همیشه هم به عقب برگشتن بد نیست. گاهی باید برگشت و اشتباهات را جبران کرد و بعضی حرف‌ها را از نو مرور کرد. این روزها مدام این جمله رهبری در ذهنم می‌پیچد :"به طرف مقابل اعتماد نکنید. خرش که از پل گذشت، بر می‌گردد به ریش شما می‌خندد!"

  • ویار تکلم