ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال ویار تکلم در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سیدمصطفی میرسلیم» ثبت شده است

 درست است که ارادت چندانی به روحانی و سیاست‎های او ندارم و طبعاً رای بنده در سبد هرکس خواهد رفت الا روحانی، اما با این حال نه  به شکست روحانی چندان امیدوارم و نه از پیروزی او چندان مغموم و ناراحت خواهم‎شد. به عقیده‎ی من شاید خیر و صلاح مملکت در پیروزی روحانی باشد و البته برای این سخن‎م دلایلی دارم که به هیچ وجه به معنای رای دادن به روحانی نیست.

دلیل اول احتمال آشوب بعد از شکست روحانی است. در شرایطی که جلبکهای سبز، اختلاف نُه میلیونی آرا را برنتافتند و به نظر اکثریت بیستوسه میلیونی تمکین نکردند بعید نیست که برای شکست محتمل چندصدهزارتایی همان بلوا را به پا کنند. گرچه برگزارکنندهی انتخابات دولت روحانی است و منطقاً اگر تخلفی در پروسهی برگزاری انتخابات صورت بگیرد پیکان اتهام به سوی دولت خواهد بود ولی با این حال از جماعت آشوبگر انتظار برخورد منطقی با این قضیه نمیرود. البته با توجه به واکسینهشدن کشور در انتخابات هشتادوهشت، احتمال آسیب جدی به کشور در صورت شکست روحانی منتفی خواهدبود!

دلیل دوم و مهمتر اینکه حتی شکست روحانی با اختلاف آرای کم به این معناست که هنوز طیف زیادی از مردم برای حل مشکلات اقتصادی نگاهشان به خارج از کشور است و منتظر چیدن ثمره برجاماند. در دولت فرضی رئیسی اگر با بهرهگیری از سیاستهای اقتصاد مقاومتی و افزایش تولید داخلی گرهی از مشکلات معیشتی مردم گشوده شود و وضعیت اقتصادی بهبود یابد، مدعی خواهند شد که اینها از نتایج برجامی است که ما منعقد کردیم. و اگر وضعیت بدتر شود آن را از پی‎آمدهای عمل‎نکردن به برجام خواهندشمرد!

درست است که پیروزی روحانی در این چهار سال ممکن است نتایج نامطلوبی را به همراه داشته‎باشد، ولی بزرگترین حُسنش این است که مردم واقعا به این نتیجه میرسند که از ناحیهی خارج از کشور معجزهای صورت نخواهدگرفت و نگاه به داخل به صورت یک عقیدهی مستحکم ملی در می آید که ثمرات بسیار خوبی خواهد داشت!

نمیدانم! شاید روحانی اصلح نباشد، ولی ممکن است در ریاستجمهوری او خیری باشد که ثمراتش بعدها مشخصشود.

"عسی ان تکرهو شیئاً و هو خیر لکم"


کانال تله‎گرام وب‎لاگ: telegram.me/zaerezari

  • ویار تکلم

از همین حالا اعلام می‌کنم، اگر میرسلیم برنده‌ی قاطع انتخابات با آراء بسیار زیاد نباشد، تقلب رخ داده‌است!

اولا مردم تهران فرزند خودشان را رها نمی‌کنند که به دیگری رای بدهند.

ثانیاً باز هم مردم تهران داماد خودشان را رها نمی‌کنند که به دیگری رای بدهند.

ثالثا دانش‌جویان رشته‌های ریاضی هم استاد خودشان را رها نمی‌کنند که به دیگری رای بدهند. 

باقی دلایل هم شبیه این دلایل است! 

  • ویار تکلم

خدا می‌داند بیش‌تر از هر زمانی دل‌م به حال روحانی و وضعیت امروز اصلاحات می‌سوزد. به چنان فلاکتی افتاده‌اند که از جانب میرسلیم  هم احساس خطر می‌کنند.کم مانده علیه آراء باطله هم موضع بگیرند.😁

  • ویار تکلم


در بین هنرمندان نسل جدید (قدیمی‎های پیش‎کسوت جای خود) فقط معدودی هستند که تمایل دارم روزگاری با آن ها دیدار کنم و با آن‎ها گپی بزنم. باقی را ابداً (مثلا چند سال قبل خانم بازی‎گری را به طور اتفاقی در یکی از مجتمع‎های تفریحی، تجاری دیدیم. از دوست‎م اصرار برای با او عکس گرفتن و از من انکار. آخرش هم حرف، حرف من شد. چند هفته‎ی بعدش خانم بازی‎گر برنده‎ی سیمرغ شد!) یکی از این معدودها رضا امیرخانی است که من قبلا در موردش نوشته‌ام. وقتی شنیدم قرار است به نمایشگاه بیاید علیرغم این که روز قبلش هم نمایشگاه بودم درنگ نکردم و رفتم. حاصل دو ساعت حضور و کلی سوال شد این:

یک) رمان جدیدش «ره‎ش» نام دارد که در مرحله‎ی نزدیک به ویراستاری قرار دارد و احتمال پاییز ام‎سال منتشر شود. اسمش هم نکته‎ی ظریفی دارد. هم از واژگونی  واژهی «شهر» گرفته شده و هم به معنای خود کلمهی رهش که با موضوع کتاب ارتباط دارد.

دو) داستانش در مورد توسعهی شهری است و تضادها و مشکلات یک زن و شوهر شاغل در این حوزه. شخصیت اول این رمان برخلاف سایر رمانهایش زن است. و به گفتهی خودش از شخصیت‎های رمان‎های دیگرش هم در آن حضور دارد. مثلا ارمیای رمان ارمیا. خودش به شوخی گفت: فقط زورم به ارمیا میرسد!

سه) موقع امضای کتابها بسیار مقید بود که حتما اسم و فامیل خانمهای امضاخواه را بپرسد و هیچوقت زیر بار امضا برای اسم تنهای یک خانم نمیرفت!

چهار) خانمی برای او هدیهای آورده بود که از ظاهرش برمی آمد انگشتری باشد. نپذیرفت. نپذیرفت. نپذیرفت. تا اینکه فهمید آن هدیه نه انگشتر که مینیمال شدهی انار روی جلد رمان من اویش هست. با کلی تشکر پذیرفت!

پنج) پسری از علاقهی دوستش به او گفت که متاسفانه نتوانسته در این دیدار حضور پیدا کند. پیشنهاد کرد که شمارهاش را بگیرد و امیرخانی با او صحبت کند. امیرخانی پذیرفت و مدتی هم  تلفنی با دوست پسر گپ زد!

شش) در مورد فصل حذف‎شده‎ی کتاب نفحات نفت پرسیدم. گفت: عنوان‎ش «روحانیت نفتی» بوده. دیگر چیزی نگفتم. دیگر چیزی نگفت.

هفت) به شوخی گفتم: بعد از ارمیا و قیدار نوبت کدام پیام‎بر است؟ به خنده گفت: سلیمان نبی! یکی در آن جمع گفت: هرچه‎قدر می‎خواهی با پیام‎بران شوخی کن ولی اسم روحانیت را نیاور که دیگر از دست کسی کاری ساخته نیست. همه خندیدند!

هشت) در مورد ارتباط و تاثیر رشته‌ی تحصیلی‌ش بر نویسنده‌گی پرسیدم. جواب داد. یک جایی از جواب‌ش با مزاح گفت: اصلا به نظرم رییس جمهور باید توانایی حل معادلات دیفرانسیل را داشته‌باشد! شخصی در آن بین گفت: منظورش میرسلیم است! همه‌گی خندیدیم! ناگهان میرسلیم وارد غرفه‌ی انتشارات افق شد و با امیرخانی دیدار کرد!

  • ویار تکلم

چپ و راست که تکلیف‎شان مشخص است. این فکر می‎کند تمام مشکلات کشور زیر سر آن‎دیگری است و آن فکر می‎کند تمام مشکلات کشور زیر سر این‎دیگری. اما در واقع هیچ‎کدام. زیر سر هردو! برای همین هم حوصله‎ی هیچ‎کدام از آن‎ها و حرف‎های تکراری‎شان ندارم. اما این دلیل نمی‎شود که بخواهم پز روشن‎فکری بردارم و مثلا انتخابات را تحریم ‎کنم. پس می‎ماند حمایت از پدیده‎ی این دوره از انتخابات. سیدمصطفی میرسلیم.

برای میرسلیم در فضای مجازی سه‎تا طرح کار کردم که آن‎ها را در کانال‎م منتشر کردم. اما بد ندیدم این‎جا هم منتشر کنم. یکی که پس از مناظره‎ی دوم و هجمه‎های چپ و راست به او که او را در قامت ماتریکس، قهرمان سری فیلم‎های ماتریکس نشان دادم که حتی گلوله‎های چپ و راست هم روی او اثر ندارد و دیگری هم استفاده از تشابه میرسلیم با گاندی ره‎بر فقید هند که این روزها زیادی در فضای مجازی با آن شوخی می‎شود. آخری هم که نمایان‎گر امید به آینده با میرسلیم است. از فرش تا عرش.







  • ویار تکلم