ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال ویار تکلم در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عید نوروز» ثبت شده است

آمار تعداد مجروجین و فوت شده­‎های مراسم چهارشنبه­‎سوری سال نودوپنج، پنجاه‎وهشت مصدوم (از سوخته­‎گی درجه اول گرفته تا قطع عضو) و هفت فوتی می‎­باشد. آن هم با کلی تبلیغ و کمپین برای نه به حادثه در این ایام به یاد شهدای آتش‎­نشان. فرض کنید چهارشنبه­سوری نه یک مراسم سنتی و ملی که یک مراسم مذهبی می­‎بود. نه با همین تعداد مجروح که حتی با نصف این مقدار. آیا آن وقت باز هم همه­‎ی این جماعتی که دم از لزوم فرهنگ‎سازی برای کاهش خطرات چهارشنبه‎­سوری می­زدند باز هم همین حرف‎­ها را تکرار می­کردند یا به بهانه­‎ی خشونت‎­طلب بودنِ دین خواستار حذف آن می‎­شدند؟

آمار تعداد فوت­‎شده‎­های تصادفات سفرهای نوروزی به سمت شمال (فقط به سمت استان مازندران) در نوروز سال نودوپنج، سی‎­و­هفت نفر می­‎باشد. فرض کنید این تصادفات نه در محورهای منتج به شمال که در محورهای منتج به شهرهای مذهبی، مثلا کربلا در ایام اربعین اتفاق می­‎افتاد. آن هم نه با همین مقدار کشته و مجروح. با مقداری بسیار کم‎­تر از این. آیا آن وقت باز هم همه‎­ی این جماعتی که دم از لزوم فرهنگ­‎سازی در راننده‎­گی و توجه به قوانین دارند باز هم همین حرف­‎ها را تکرار می‎­کردند یا به بهانه‎­ی خطرناک بودن آن خواستار مسدودسازی راه های آن می­‎شدند؟

مقدار تخریب جنگل و سایر منابع طبیعی را در مراسم سیزده‎­به‎­در سال گذشته در نظر بگیرید. (چون معمولا این تخریب‎­ها را بر حسب عدد و رقم بیان نمی­‎کنند با نگاهی به اطراف خود در هنگام مراسم آن را در ذهن خود تقریب‎­سازی کنید). فرض کنید نصف این تخریب مثل حاصل یک گردهم‎آیی مذهبی می­‎بود. آیا آن وقت باز هم همه این جماعتی که دم از لزوم فرهنگ‎­سازی در احترام به محیط زیست دارند باز هم همین حرف­‎ها را تکرار می‎­کردند یا به بهانه ضرر داشتن آن خواستار حذف آن می‎­شدند؟

مقدار صدای تولیدی در یک مراسم شادی، مثلا یک عروسی را در نظر بگیرید. آن را با صدای یک مراسم مذهبی، مثلا ایام عزاداری محرم مقایسه کنید. (میانگین عدد صدای تولیدی برای یک مراسم شادی، حول عدد صدوبیست‎­وشش دِسی‎­بِل می‎­چرخد که این برای نواحی مختلف، کمی متفاوت است. بدیهی است که این عدد برای شهرهای غربی و کُرد مقداری بیش‎­تر از این عدد و برای شهرهایی با بافت مذهبی شبیه یزد و کاشان کم­‎تر از این مقدار است. و میانگین صدای تولیدی برای یک مراسم مذهبی هم حول عدد صدوهفده دِسی­‎بِل می‎­چرخد که باز هم این برای نواحی مختلف کمی بالاو پایین دارد. مثلا شهرهای مذهبی شبیه قم و کاشان بیش‎تر و برای بعضی مانند شیراز و سنندج و ارومیه کم‎­تر از این حد می­‎باشد). آیا این جماعتی که دم از یک شب، هزارشب نمی‎­شود و اصلا صداش بلند نیست و نه کجاش مُخل آسایش است می­‎زنند همین عبارات را در هنگام مراسمات مذهبی به کار می‎­برند؟

و...

پ. ن: باورم هست بی‎انصافی، بی‎­وجدانی و عدم حق­پذیری تا یک جایی وا‎م‎­دار شرایط اجتماعی شخص می‎­باشد اما یقین دارم از یک جایی به بعد باید قضیه را در نُطفه و لقمه­‎ی طرف جست‎­وجو کرد.

*بازتاب همین مطلب در سایت جیم 

  • ویار تکلم

اعتقاد دارم انسان در طول زنده­‎گی یا باید این طرف را بچسبد و یا آن­‎طرف را. و هر کار و اقدام­‎ش در راستای یکی از آن­ها باشد، یا راحتی خود یا خش‎­نودی خداوند. هرچیزی جز آن را اگر خَسَرَ ندانم قطعا بی­‎هوده و بی­‎فایده می­‎دانم. این اقدام هرچیزی باشد فرقی نمی‎­کند. چه رنگی پنگی کردن­‎های تخم­‎مرغ هفت­‎سین باشد و چه گذاشتنِ سکه و سبزی و حتی خود تشکیل سفره­‎ی آن. حالا هی بیاییم و برای آن دلیل بتراشیم که سکه یعنی برکت و سبزه یعنی سرزنده­‎گی و سبزی من از تو و سرخی تو از من! برای همین هم مدت­‎هاست که دیگر میل و رغبت چندانی به آمدوشد بهار و فصل‎­های دیگر ندارم و اگر نبود عید و سنتِ زیبای دیدوبازدید و تبریک و شلوغی بازار و رخوت ظهرگاهی و از همه مهم­‎تر عهد سالیانه­‎ی من برای انجام بعضی از کارها و دوری از بعضی چیزها نبود، شاید اصلا نفهمم که بهار کی آمده و کی رفته.

حالا که دارم سال را مرور می­کنم می­‎بینم سال عجیبی بود برای­م. سالی که بیش‎­تر از دست دادم تا تا به دست آوردم. ازدست‎دادن­‎های بزرگ و به دست آورد‎ن­های کوچک. سال تصمیم‎­های اشتباه. دل­‎شکستن‎­ها. دل­‎خوری‎­ها. اشک‎­ها. مرگ­‎ها. آتش‎­ها. فروریختن‎­ها. دردها. رنج­ها. رنج­‎ها. رنج­‎ها...سالِ هزاروسی­‎صدونودورَنج!

با این­‎حال نه ناشکر هستم و نه ناامید. چرا که آدمی با امید زنده‎­است. و امیدوارم سال نو، سال رنج نباشد، گنج باشد. برای همه!

  • ویار تکلم

از عید نوروز می‌ترسم! از سوال‌های عیدنوروز می‌ترسم! از «چه‌قدر عیدی گرفتی؟» عید نوروز می‌ترسم! آخر بی‌انصاف‌ها مه‌گر از خانواده‌ای که با نصف بیش‌تر فامیل‌هایش قهر است، چه‌قدر عیدی در میآید که شما به من می‌خندیدید!

  • ویار تکلم