ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال وب‌بلاگ در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

آخرین مطالب

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ویار تکلم» ثبت شده است

دستی بکش به روی دلی که پر از غم است

همت بکن به فتح دلم! کوه ماتم است


ای عشق از جفای تو آزرده نیستم

زخمی که می‌زنی به تن‌م عین مرهم است


گفتم که ساعتی بنشین پیش من ولی

دل گفت در کنار تو یک عمر هم کم است


فهمیدم از کلام تو با گوش هر رقیب

تنها سروش نیست که با گوش محرم است


هرچند تلخ عاقبت اقرار می‌کنم

حتی بهشت بی تو برای‌م جهنم است


حرفی دگر نمانده و خود حال من بفهم

از چشم خسته‌ای که در آن جوی شبنم است

  • ویار تکلم

سنجش‌ت با دیگران حتماً قیاسی باطل است

هیچ می‌گردد شبی هم‌قدر با شب‌های قدر؟

  • ویار تکلم
قدر را با گریه‌هایت تا سحر بیدار باش
بلکه فهمیدی شبی احوال هر روز مرا ...
  • ویار تکلم

مفهوم قدر را به چه خوبی رسانده‌ای

بر من گذشت یک شب بی تو هزار ماه ...

  • ویار تکلم

این درد و بغض و حسرت و ماتم دوا کنید

این غم که کرده پشت مرا خم دوا کنید


یا کم بیاورید شکرخنده پیش من

یا خنده‌های تلخ مرا هم دوا کنید


از نیش و زهر زخم زبان گوش من پر است

بر گوش من نهاده دو مرهم دوا کنید


این گریه‌ها به خاطر طرد از بهشت نیست

حوا به من رسانده چو آدم دوا کنید


قلیان دوای عاشق ناکام مانده است

با دود و کام‌های دمادم دوا کنید


"غم می‌خورم که هیچ غمی نیست ماندگار"

غم بر دلم نهاده و این غم دوا کنید


بر جان من دعا و دوا کارگر نشد

اکنون نمانده راه به جز سم! دوا کنید...


*مصراع داخل گیومه از فاضل نظری

  • ویار تکلم

خواهی که به کشتن‌م تو برخیزی خیز

بر آن هدفی که خون من ریزی ریز


آغشتگی‌ام به دامن‌ت هم کافی‌ست

آیا بدهم به دست تو چیزی تیز؟

  • ویار تکلم

در شان تو نیستم مبر این دل را

دریای تو کی خواسته این ساحل را


صدبار به او گفتم و آخر خندید:

کو تا به سرت آورم این مشکل را


** این رباعی را بعد از دیدن کلیپ "مشکل برات پیش آمده کسه‌گم" سرودم. کی فکرش را می‌کند که علی کسه‌گم با دو من سبیل بانی شعر شود؟ 😊


  • ویار تکلم

چندی‌ست که آسوده شدم از زاری

جز عیش و خوشی هیچ ندارم کاری


خواهی که تو را ز رازش آگاه کنم؟

از دست بتی در چمنی مِی‌خواری




  • ویار تکلم

گیری دو جهان را چو به بازی بس به

با رقص و طرب چنگ نوازی بس به


فارغ ز عذاب و بیمِ فردا دل را

با جامِ شراب شاد سازی بس به



کانال وب‎لاگ:
  • ویار تکلم

امروز ریا مکن تو ای زاهد پیر

بر رندی و لاقیدی ما خرده مگیر


فردا که تویی و نامه‌ی سالوسی

ماییم و شراب ناب و کافور عبیر


  • ویار تکلم