ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/cf8mZt

کانال وب‌بلاگ در تلگرام:
https://t.me/zaerezari

آخرین مطالب

همه‎چیز علیه زنان!

يكشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۱ ق.ظ

اگر پی‌گیر مطالب این وب‌لاگ بوده باشید قطعا به علاقه‌ی من به مباحث شیرین زنان علیه زنان، مردان علیه زنان، شوهران علیه زنان، حیوانات علیه زنان، کشور علیه زنان، جهان علیه زنان و به طور کلی هرچیزی علیه زنان واقف هستید. قبلاً در چند پست به معرفی تعدادی از جنایت‌کاران فعال علیه زنان پرداخته بودم و آن‌ها را رسوا و به سزای اعمال ننگین‌شان رسانده بودم! اما متاسفانه این افشاگری‌ها ادامه‌دار نبود و بین آن‌ها وقفه‌ای طولانی افتاد. با این حال تصمیم گرفتم که به این وقفه‌ی طولانی خاتمه دهم و رسالت خود در رسوا ساختن تمام چیزها علیه زنان را از سر بگیرم. این شما و این هم سری جدید همه‌چیز علیه زنان:

یک) اگر خدایی ناکرده گذرتان به بیمارستان‌ها افتاده باشد با این حقیقت تلخ و دردناک مواجهه شده‌اید که روی اتیکت پرسنل خانم در برخی بیمارستان‌ها اسم‌ها به اختصار نوشته شده. ز احمدی-پرستار، م رضایی-مسئول تدارکات، ف موسوی-دست‌یار، ن میرامینی سوپروایزر و... البته که این اختصار نوشتن تنها مختص به بیمارستان‌ها نیست. بسیاری از ادارات دولتی هم گرفتار این خبط و خطای بزرگ و نابخشودنی هستند! خب دیگر چه می‌خواهید؟ توهین از این بیش‌تر و بالاتر؟ مگر اسم یک خانم چه اشکالی دارد که کامل نوشته نشود؟ آیا بیمار تحریک می‌شود؟ آیا باعث فساد می‌شود؟ آیا... این را با استادمان که فلوشیپ بخش بود به مزاح در جریان گذاشتم. با خنده گفت تا به حال به این موضوع توجه نکرده. گفت اساسا وقت توجه به این مسائل پیش پا افتاده و چیپ را ندارد. و ادامه داد فردا پی‌گیر این مطالبه بزرگ‌ت از رئیس بیمارستان هستم. و قه‌قهه سر داد. استاد هستی باش! فوق تخصص هستی باش! بیمارها برای دیدن‌ت از شهرهای کوچک و بزرگ می‌آیند، باش! تا وقتی که این مسئله دغدغه‌ی ذهن‌ت نشده تو هم یکی از «علیه زنان» هستی. استاد علیه زنان!

دو) چند وقت پیش حین چرخ زدن در اینترنت داشتم یک‌سری شورت‌ استوری برگزیده در یک جشن‌واره‌ی کوچک داستانی را می‌خواندم. بین‌شان کلی داستان زنان علیه زنان پیدا کردم. از یکی‌اش که توهین آشکار به زنان بود حسابی بغض‌م گرفت. دختر شخصیت اول داستان ماجرای کات کردن خودش را با لحنی سوزناک روایت می‌کند و از عشق و علاقه‌ی خود به بوی‌فرندش می‌گوید. داستان احساسی و تاثیر گذاری بود اما نباید گول آن را خورد! خانم محترم! نویسنده هستی باش! خارجی هستی باش! داستان‌ت مقام کسب کرده، باش! اما تا وقتی که در داستان‌ت دختر عاشق باشد و برای رسیدن به پسر مورد علاقه‌اش هرکاری می‌کند تو هم یکی از «علیه زنان» هستی. زنان علیه زنان! نویسندگان علیه زنان!

سه) یکی از کتاب‌هایی که هرازچندگاهی تورق می‌کنم نامه‌های فروغ فرخ‌زاد به هم‌سرش پرویز شاپور است. راست‌ش دیگر از فروغی که هر فمینیستی او را ره‌بر ادبی و فکری خود می‌داند این حجم از عشق و علاقه نسبت به جنس وحشی و تنفرانگیز مرد بعید بود. اصلا چرا باید یک زن عاشق مردی شود؟ اصلا چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد حتی بعد از طلاق دل‌ش هوای شوهر سابق‌ش را بکند و برای‌ش نامه‌های عاشقانه بنویسد؟ خانم فروغ! شاعر هستی باش! کارگردان و مستندساز هستی باش! روشن‌فکر هستی باش! اما تا وقتی که نامه‌های عاشقانه برای جنس نر می‌نویسی تو هم یکی از «علیه زنان» هستی! فروغ علیه زنان!

چهار) حتما تا به حال شنیدید که وقتی قرار است وعده‌ی جبران محبت از جانب شخصی را بدهیم حواله‌اش می‌دهیم به مراسم عروسی‌اش. «ایشالا عروسی‌ت.» خب این یعنی چه؟ مگر ارزش وجودی هر دختر به ازدواج‌ش است که جبران محبت را به آن روز حواله بدهیم؟ این توهین‌ها چه معنی دارد؟ البته اضافه کنم این لفظ تنها برای یک خانم توهین است و برای یک مرد هیچ بار منفی‌ای ندارد! فلذا عروسی علیه زنان!

پنج) اصلا همین لفظ عروسی خودش یک «علیه زنان» است. چه معنی دارد که نام یک نقش زنانه روی چنین مراسمی باشد؟ این استفاده یعنی سوءاستفاده جنسیتی! عروسی علیه زنان!

نظرات (۱۱)

چقد نامردی ویار 
ویار علیه زنان 
این نوشته ها به وضوح نشون میده که شما اصلا نه می دونین فمنیسم چیه، نه میدونین علیه زنان چیه و چه اهمیتی داره.
به نظرتون ننوشتن اسم کوچیک خانوما اصلا اهمیت نداره. اما خب این موضوع تفاوت چندانی با اونایی که میگفتن شناسنامه گرفتن حرامه و اینا می خوان اسم ناموس شما رو بدونن و بدونن ناموس شما کیه نداره!! شما هم طرز تفکرتون در همون حده ظاهرا.
مورد 5 منو یاد این انداخت که اگر پسر مجردی فوت کنه، روی آگهی ترحیمش می نویسن جوان ناکام، ولی برای خانوما نمی نویسن!! خب ممکنه بگین چه اهمیتی داره. اما خب همه مون اهمیتشو می دونیم! زشته یه زن از یه رابطه ی جنسی لذت برده باشه. همون زن ها رو سرویس دهنده دونستن و مردها رو لذت برنده از رابطه دونستن تو جامعه ی ما هست که تو همین عبارات و اصطلاحات دوکلمه ای هم خودشو نشون میده.
حالا شما دوست ندارین اینا رو ببینین. چیکار میشه کرد؟ از اون مدلی نیستین که بشه بیدارتون کرد.
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
  • :/
  • میرزا مهدی
  • سلام!
    یک) من فکر میکنم خود خانمها با این مسئله مشکل دارن... شاید برا شما هم پیش اومده  و دیده باشید که مثلا یه خانمی یه خانم دیگه رو در ملع عام صدا میزنه و اون خانم خطاب شوند، دویده باشه سمتشو زده باشه رو صورت خودشو گفته باشه که خدا مرگم بده چرا اسممو بلند به زبون آوردی؟ و از این دست چه بسیار در انواع گوناگون...البته داریم آقایونی که به جای بردن نام همسر از واژه ی "منزل" استفاده میکنن. ولی اونقدر درشت نماییش نمیشه کرد در مقابل نظر خود بانوان در اعلام اسمشون. شک نکنید اون مثلا پرستاره بیشتر بدش میاد (چراشو نمیدونم) که مثلا من! به جای اینکه صداش بزنم خانم موسوی بگم : ببخشید مریم خانم حال مریضمون چطوره؟... {در اینجا یا من نباید بیشعور باشم و نام کوچکشو ببرم و یا اگر ممکنه بیشعوری فرض بشه این عمل من، پس همون اختصارِ نام کار درستیه} و اگر نه که ..حق با شماست
    دو) اگر ادبیات، ادبیات ایرانه که باید بدونیم یه چیزایی نماد سازی شده و در قالب خودش تو دل و ذهن ادبیات خوان های ایرانی نقش بسته... یکیش اینکه معشوقه زن باشه همچون لیلی. شیرین. عذرا. منیژه. رودابه. فرخ لقا و ..... اینکه یکی بخواد ساختارو بشکنه و نماد ها رو جابجا کنه خوب نیاز به یه تبحر خیلی خاصی میخواد که من شخصا تو نویسنده های معاصر و فعال امروز ندیدم. شما چطور؟
    پنج) خندیدم. این هم مثل دو تقریبا. مثل اینکه بگی چرا به سفره ی حضرت ابوالفضل میگن سفره ی حضرت ابوالفضل؟ این سفره که مال اقدس خانم زن دوم حاچ قاسمه...از نظر من شبیه این بود نظریه تون...
    {دوست عزیز اینها نظرات منه نادان به امور و احوالات شماست} :) ببخشید
    پاسخ:
    سلام
    فکر کنم اگه کمی بیش‌تر دقت می‌کردید و متوجه لحن کنایی مطلب می‌شدید نه‌تنها پاسخ سوال‌هاتون رو می‌گرفتید که شاید اساسا سوالی براتون شکل نمی‌گرفت!
    سلام
    فقط در مورد اسم کوچک ،به قول استاد بزرگواری اسم خانم مثل مثل حجاب براش لازم..

    خدای نکرده نمیخوام توهینی کرده باشم به شما یا کسی که تو این تفکراته چون احساس میکنم این طرز فکر شبیه سیاست خارجی ایران هستش که توهم خود دشمن پنداری داریم
    چه اصراری دارین به مطرح کردن چیزهایی که دغدغه نیست واسه کسی مثل ممنوعیت ورود خانومها به ورزشگاهها که خیلی خانومها زوم کردن روش و از حقوق واقعیترشون غافل هستن
    خیلی از خانومها دوست ندارن اسمشون توی جمع یا مکانهای عمومی اعلام بشه همینطور که خیلیاشون بجز اسم واقعیشون یه اسمی دارن که همه به اون اسم صداشون میکنن این یعنی خودشون به این قضیه مایل تر هستن
    وگرنه الان عهد بوق نیست که یه مرد با شنیدن اسم کوچیک یه خانوم تحریک بشه
    اینکه یه نفر به خاطر رسیدن به عشقش همه کاری بکنه از نظر شما زشته و زنان علیه زنان تلقی میشه شما یا عاشق نشدین یا با این قضیه مشکل دارین
    موردهای چهار و پنج هم باید بگم خیلی متاسفم واسه این طرز فکرتون از وبلاگ نویسی مثل شما مطرح کردن این مسایل که خودش مشکل آفرین میتونه باشه بعیده چون اولین نفری هستین که میبینم با این قضیه مشکل داره و بیشتر اینجور تصور میشه که یه مشکل شخصی شما باشه تا یه مشکل عمومی
    پاسخ:
    یعنی جداً متوجه لحن کنایی مطلب نشدید؟
    لایک لایک لایک :)
    من با نظر آقای میرزا مهدی موافقم, این نکته رو هم اشاره کنم که منی که الان چهل و پنج سالمه خوب زشت میدونم کسی اسمم رو صدا کنه, والا نمیدونم چرا خانواده این اسم رو انتخاب کردن
    جالبه برام 
    شما که دیدتون نسبت به شیعه و سنی متعادله ، نمیدونم چرا نسبت به جنس زن نمیتونین متعادل نگاه کنین و قبول ندارید که تبعیض هایی که از دوره کودکی بین پسر و دختر در ملیت های مختلف وجود داره کار رو به اینجا میکشونه که یه زن حساس بشه روی اختلافی که قائل میشن بین زن و مرد ...
    و دوم اینکه توی خصوصیات روانشناسی یه زن امیدوارم بعد از این همه مطالعه و ادعا قبول کنین که جزئی نگرن 
    دیدتون نسبت به زن  منو به یاد شوهر مِلی میندازه ☹️و چقد وحشتناکه...
    پاسخ:
    شوهر مَلی(حه) :)
  • مهدی صالح پور
  • برام آرای مخالف (دیسلایک ها)ی این پست جالب بود
    🙄🙄🙄
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">